تبليغاتX
رتوریک - هشداری به الیت اصلاحات

رتوریک

یاداشت های پراکنده بچه های تربیت مدرس

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

با آقا جواد داشتم درباره ی موضوعی که اکنون درباره آن قلم می زنم صحبت می کردم و او در پایان صحبت ها خواست که من مطالبی را که بیان کردم بنویسم. راه اندازی روزنامه ی مهندس موسوی و مشکلات مربوط به آن باعث شده اند نتوانم به طور مرتب برای بلاگ بنویسم. لیکن عزم خود را جزم کردم که هر طور شده – ولو کوتاه — اشاره ای به موضوعی که اخیراً باعث نگرانی ام شده است بکنم...

 می دانم که زمانه زمانه ی انتخابات است و همه به فکر برد و پیروزی هستند و نقد، آن هم نقد خود، نه تنها خریداری ندارد، بلکه باعث اعتراض و ناراحتی دوستان نیز می تواند باشد. با این حال به امید "اصلاح" و یا حداقل آگاهی بخشی برای روزهای مهم پیش رو، نکاتی که به ذهنم می رسد را متذکر خواهم شد و البته این به نظرم منافاتی با ترغیب و تهییج افراد برای رأی دادن به مهندس موسوی ندارد.

پس از حدود 2 ماه رفت و آمد و حضور در ستادها و رسانه های منتسب به مهندس موسوی و همچنین صحبت ها و گفتگوهای فراوان با دوستان حامی ایشان (که البته خود نیز در همین دسته قرار می گیرم)، چندین معضل و مشکل حاد و اساسی به نظرم می رسد که البته بارها چنین معضلاتی توسط دیگر دوستان نیز مورد اشاره واقع شده اند:

1. اگر به آقای خاتمی و دوستانش دایماً انتقاد می شد که نمی دانند اصلاحات و مفاهیم وابسته به آن چون جامعه ی مدنی و غیره چیست و تعریفی از آن به دست نداده اند، به نظرم چنین انتقادی به طریق اولی به جناب میرحسین و دوستان و حامیانشان وارد است. آن چه هم اکنون بین حامیان ایشان به عنوان موضع گیری سیاسی دیده می شود، طیفی از عقاید و نظرات گوناگون و متفاوت و بعضاً حتی "متناقض"، "متخالف" و "مبهم" است. مثلاً در حوزه ی اقتصاد از طرفداران سرسخت بازار آزاد و سرمایه داری پیدا می شود تا استاد ارجمند و دوست داشتنی ام که هم منکر اقتصاد دولتی است و هم سرمایه داری. از طرفی دوستانی در رسانه ی ایشان هستند مثل یکی دیگر از دوستان بسیار عزیزم که حتی از عنوان "اصلاح طلبی" واهمه دارد و مهندس را اصلاح طلب به معنای رایج آن نمی دانند. و یا دوستانی مثل حمزه ی عزیز که مهندس موسوی را به قول معروف "ته ِ" اصلاح طلبی می دانند و استدلال می کنند که موسوی از خاتمی اصلاح طلب تر است. خود مهندس موسوی هم که خود را "اصلاح طلب اصول گرا" می داند و دراین میانه جناب یاشار عزیز مهندس را "اصلاح طلب مبناگرا" می خواند!! 

دوستان و حامیان میر حسین از ترس رقیب و برای پیروزی بر او کمتر به چنین موضوعاتی فکر می کنند و به شدت درگیر امور روزمره ی ستاد های انتخاباتی و رسانه ای ایشان هستند. ولی باید در نظر داشت که به فرض پیروزی محتمل ایشان، از فردای انتخابات چنین ابهامات و تناقضاتی بر روی سر دولت ایشان آوار خواهد شد و همه ی آنانی که به زعم خود شعارها و خواسته های خود را در ایشان می دیدند، دست به مطالبه خواهند زد. من به شخصه معتقدم که از حیث آشفتگی مفهومی، ستاد و حلقه ی اطراف مهندس موسوی به مراتب از حلقه ی دوستان آقای خاتمی آشفته تر است و حتی در مقام مقایسه به نظرم دوستان اصلاح طلب آقای خاتمی منسجم و منقح به نظر می آیند.

2. گاهی در ستادها و رسانه های جناب میرحسین کسانی را می بینم که باعث روییدن یک "شاخ" بر سرم می شود!! البته می دانم که نزدیک انتخابات است و به قول معروف "بادنجان دورقاب چین ها" و سهم خواهان بسیارند – و این طبیعی تشکیلات انتخاباتی در همه جاست— ولی نکته این جاست که چنین افرادی که هیچ نسبتی با اصلاح طلبی ندارند را در ارکان و بعضاً مسوولیت های حساس ِ تصمیم گیر می توان دید. کسانی را این روز ها در رفت و آمد در ستاد و رسانه های موسوی می بینم که حتی وابستگی به افراطی ترین – تاکید می کنم افراطی ترین-- لایه های جناح اقتدارگرا داشته اند. کسانی را دیده ام که زمانی مدافع سرسخت دولت نهم بوده اند. کسانی را دیده ام که در دانشگاه مسوول سانسور، خبر چینی، تخریب، دروغ گویی و حتی بیکار شدن دوستان دانشجویمان در دوره ی ریاست جمهوری آقای خاتمی بوده اند...

3. در راستای مطالب مطروحه ذکر نکته ای دیگر را الزامی می دانم. ستاد و رسانه های مهندس موسوی، و از آن مهم تر نخبگان و الیت حول ایشان می بایست بسیار بیش از این یکپارچه و هم فکر باشند. در همه جای دنیا  که احزاب سیاسی فعالیت می کنند، احزاب و گروه های سیاسی، حداقل در میان کادر ها و نیروهای الیت خود منسجم هستند و افق Vision و دید View مشترک و شفاف و واضحی از امور سیاسی دارند. حداقل "پارتیزان های حزبی" با هم هماهنگ و کالیبره هستند. اگر قرار باشد بین سرآمدان یک جنبش سیاسی از زمین تا آسمان تفاوت باشد، به صورتی که یکی رویکرد موسوی را سقف اصلاح طلبی در ایران بداند و دیگری اصلاً موسوی را اصلاح طلب نداند، آن گاه ببینید چه تفرقه و تشتتی بین هواداران و کادرهای پایین دستی وجود خواهد داشت.

4. حرکت سیاسی کنونی پشت سر موسوی، بیش از آنکه به پشتیبانی یک بسته و رویکرد معرفتی باشد، قائم به شخص شخیص میرحسین موسوی است و اگر به سرعت از شخص محوری به سمت اندیشه و برنامه محوری نرود، شکست آن محتوم و فاجعه بار خواهد بود. اگر کاریزما و نوستالژی دهه ی 60 موسوی نبود، بی شک هر کس دیگری با چنین موضع گیری های سیاسی متفاوت و بعضاً متخالف و ناشفافی، در انتخابات شکست می خورد. بنابراین واجب است که میرحسین موسوی هر چه سریع تر جای خود را در محور تحولات به برنامه و پکجی یکپارچه دهد تا توان، کاریزما و محبوبیت او پایدار بماند.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/02/19ساعت   توسط مهدی امیری  |