تبليغاتX
رتوریک - دفاع از شرکت در فعالیت های انتخاباتی: رویکردی اخلاقی- دینی

رتوریک

یاداشت های پراکنده بچه های تربیت مدرس

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دفاع از شرکت در فعالیت های انتخاباتی: رویکردی اخلاقی- دینی

 مؤمنین -- و در اینجا مسلمانان – عدالت را مفهومی والا و شاید در راس آموخته های خود می دانند. در قرآن و در سوره ی حدید، وظیفه و محور اصلی کار انبیا "اقامه ی قسط" معرفی شده است: "لقد ارسلنا رسلنا با البینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط". و یا در مثالی دیگر خداوند عدالت را نزدیکتر و رهنمون به تقوا و وظایف مؤمنانه می داند: اعدلوا هو اقرب للتقوی. همچنین سراسر نهج البلاغه ی حضرت امیر پر است از توصیه ی حاکمان به عدالت و به خصوص عدالت اجتماعی به عنوان بنیان سعادت جوامع بشری. البته پر واضح است که در فلسفه ی سیاسی مدرن نیز عدالت اجتماعی موضوعی اساسی و بنیادین است...

شرایط حاد اقتصادی- سیاسی- اجتماعی کشور در سال های اخیر و وخامت اوضاع جاری در میهن، امری است که برای بسیاری از عزیزان ملموس و آشکار است. در چنین شرایطی و با توجه به آن که "دولت" و "جایگاه رییس جمهور" در نبود تشکل های غیر دولتی و مردمی، بسیار سرنوشت ساز و با اهمیت است، شرکت در انتخابات نقشی بسیار مهم پیدا می کند. تجارب گذشته نیز نشان داده است که تحریم و قهر نه تنها راه به جایی نمی برد، بلکه وضعیت را بدتر می کند و اتفاقاً دقیقاً همانی است که اقتدارگرایان می خواهند.

بنابراین مشارکت فعالانه درعرصه ای که نتایج شدید و آنی بر روند های منتهی به عدالت/سعادت و یا ناعدالتی/شقاوت دارد، انتخاب اخلاقی نابی است که مؤیدی معنوی و الهی نیز دارد.

يکي از استدلالاتي که برعليه فعاليت هاي انتخاباتي مي شود این نکته است که انتخابات نباید بر فعالیت هاي اصلي و "وظايف روزمره" و حرفه ای افراد تاثير منفي و بازدارنده داشته باشد و يا به عبارتي وظايف و مسووليت هاي شغلي و شخصي مان بر وظايف شهروندي مان اولويت دارد، ذکر دو نکته را در پاسخ به چنين گزاره اي مفید می دانم:

1. همان طور که واضح و مبرهن است، انسان های خردمند بر اساس اولویت های اخلاقی خود و بر اساس قاعده ی منطقیِ "الاهم، فالاهم" دست به گزینشگری می زنند. بنابراین چه شما استاد دانشگاه باشید و چه پینه دوز، اگر بین رفتن به سر کار خود و یا نجات یک انسان مخیر شوید، قاعدتاً گزینه ی اخیر را انتخاب می کنید. البته این "نمونه و مثالی" اعلا و رادیکال بود برای فهم مطلب. در مورد فعالیت های انتخاباتی و تداخل آن با برخی وظایف روزمره نیز به نظرم می توان از همین قاعده تبعیت نمود.

 .2شرکت در انتخابات یا فعالیت های انتخاباتی "حیطه و حوزه ای" مستقل برای خود است که لزوماً با دیگر "نقش ها" و "تکالیفمان" تداخل ندارد. مثلاً یک استاد دانشگاه و یا یک دانشجو در عین حال که کارهای محول به خود را به نحو شایسته ای انجام می دهد، می تواند رأی دهد و یا در انتخابات هم شرکت کند. "رأی" دادن و یا "فعالیت انتخاباتی" در این جا کاری است که می تواند حیثیت مستقلی از شغل و یا نقش اجتماعی فرد داشته باشد. پس هم می توان دانشجوی خوبی بود و هم می توان در فعالیت های انتخاباتی مشارکت جست.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/02/01ساعت   توسط مهدی امیری  |