لازمه حقطلبي و مصلحتانديشي اين است كه، كار خود را خوب انجام دهيم. خيلي مهم است كه ما ذرهبين را فقط بر روي ديگران نگيريم ما بايد خود كار خود را را خوب انجام دهيم.
انتقادات ما از شخصيتها، از وكيل و وزير و رئيس جمهور ناظر بر اين است كه او در شأني قرار گرفته كه به مقتضاي شأناش خوب عمل نميكند. وقتي وزيري خوب عمل نميكند معناي آن اين است كه پستي را به عهده گرفته و به مقتضاي جميع لوازم پشتش خوب عمل نميكند. اين در مورد همه مصداق دارد. پزشك و معلم هم بايد كارش را خوب انجام دهد، ولي بسياري از ما كارهايي را كه به مقتضاي انتظارات اجتماعي و نقشي كه در شبكه مناسبات جامعه به عهده گرفتهايم را به خوبي انجام نميدهيم؛ انتقاد و ادعايمان معطوف به ديگران است حال آنكه خوب عمل كردن خود ما، اين نكتهاياست كه نبايد مورد غفلت قرار بگيرد.
نقل شده كه يكي از اصحاب پيامبر از دنيا رفت و پيامبر و ساير اصحابشان بر سر قبر او ايستاده بودند، يكي از اصحاب در حال كندن قبر بود، بعد از اينكه قبر را كند و بيرون آمد تا جنازه را درون قبر بگذارند، پيامبر كلنگ يا تيشهاي را از او گرفتند و داخل قبر شدند و كلوخي را كه قدري در داخل قبر برآمدگي داشت تراشيدند تا كاملاً ديواره قبر يكنواخت شود. بعد اصحاب اعتراض كردند كه شما با چه منطقي اين خراش را به ديواره قبر داديد قبري را كه مرده درون آن قرار ميگيرد و از خاك پر ميشود؟ حضرت جملهاي فرمودند كه: «رُحِِمُ اللهُ من اذا عُمِلَ اَتْقَنَهْ» خدا رحمت ميآورد بر انساني كه وقتي كاري را قبول ميكند متقن انجام ميدهد. وقتي قبول كردي كه قبر هم بكني آن را هم بايد خوب انجام دهي، انصافاً اين خصيصه در ما ضعيف شده است.
ما اگر معترضيم و اعتراضمان هم حق است، اما آيا واقعاً گوهر و لب اين اعتراض اين نيست كه بر كسي يا كساني اعتراض داريم كه كاري را كه برعهده گرفتهاند، خوب انجام نميدهند، آيا اين توقع نبايد به خود ما هم معطوف باشد؟ از «ياكوب بومه» عارف بسيار گرانقدر آلماني كه پينهدوز بود پرسيدند كه راه سير و سلوك عرفاني چيست؟ گفت: اين است كه من اگر كفشي براي پينهدوزي گرفتم، آنچنان پينه كنم كه بعد از مرگم بگويند كه اگر پينهدوزي بود، او بود. يك پينهدوزي كه خوب پينهدوزي ميكند، ارزشمندتر، از يك استاد دانشگاه است كه خوب استادي نميكند. اين كه آدم كار خود را فارغ از شأن و حيثيت اجتماعي آن كار، خوب انجام بدهد به نظر من خيلي ارزشمند است. نه فقط به لحاظ اخلاقي ارزشمند است، بلكه اقتضاي مصلحتانديشي و لازمه رشد و توسعه پيشرفت نيز همين است.
