تبليغاتX
رتوریک

رتوریک

یاداشت های پراکنده بچه های تربیت مدرس

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مقوله محوري در مطلبي كه در پي مي آيد، بنياني فلسفي، يا به تعبيري روش شناختي دارد. مسئله در نوع مواجهه ما با "امر قدسي"the sacred)) به طور عام، و گزاره هاي ديني به معناي اخص كلمه است. نكته در اين جاست كه منظرگاه يك "دين شناس"، با ديدگاهي كه يك مومن، يا به بياني مطلوب تر يك عالم ديني در مواجهه با امر قدسي اتخاذ مي كند، اساسا متفاوت است. "دين شناس" كارش دين شناسي است. پسوند "شناسي" در اينجا معنا دار است.. براي روشن شدن بحث، اشاره به تحولي تاريخي در عرصه تفكر فلسفي، خالي از فايده نيست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/22ساعت   توسط شروین مقیمی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

این مطلبی است که به علت طولانی بودن در چهار بخش در اینجا ارائه میشود. این مطلب به هیچ عنوان شکل تاریخ فلسفه ندارد بلکه به دنبال بررسی پاسخهای کلانی است که به لحاظ معرفت شناسانه به مسئله تعدد و تکثر ارزشها و نادانی ما نسبت به راه درست زندگی داده شده است. در اینجا بخش دو مقاله را خواهید خواند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/10ساعت   توسط یاشار جیرانی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

این مطلبی است که به علت طولانی بودن در چهار بخش در اینجا ارائه میشود. این مطلب به هیچ عنوان شکل تاریخ فلسفه ندارد بلکه به دنبال بررسی پاسخهای کلانی است که به لحاظ معرفت شناسانه به مسئله تعدد و تکثر ارزشها و نادانی ما نسبت به راه درست زندگی داده شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/04ساعت   توسط یاشار جیرانی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

گفتار در دفاع از اعتراف سقراطی

 شروین مقیمی

"آقای الف: می دونی خانم ب، تو یه "متفکر" مارکسیستی و به همین خاطر نمی تونی پیش فرض های ضد فرد گرایانت رو در نگاه به یک انگاره لیبرالیستی پنهان کنی و به هر صورت اونو بروز می دی.

خانم ب: آره من ابایی ندارم که یک "متفکر" مارکسیست لقب بگیرم و به هر حال دارای سویه های غیر لیبرال از لحاظ فکری باشم. ولی مشکل شما "اندیشمندای" لیبرال عدم التفات به جامعه به عنوان یک کل مقوم فردیت فرده."

گفتگوی وبلاگی و البته خیالی فوق رو خوب از نظر بگذرانید. مطمئن هستم که چنین ادبیاتی برای بسیاری از دوستان وبلاگ نویس خیلی غیر متعارف نیست و القابی که دو طرف نثار هم می کنند اگر در گیومه قرار نمی گرفت اصلا توجهی را بر نمی انگیخت. اغلب می کوشیم تا به مضمون مباحث توجه کنیم و خوب حواسمان را جمع می کنیم تا مشکل هر یک از طرفین بحث را به هر ترتیب که شده تشخیص دهیم تا شاید ما هم به عنوان "متفکر" سوم وارد گود شده و کامنت بدیلی برای ادامه بحث ارائه کنیم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/01ساعت   توسط حمزه غالبی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

آزادی سیاسی چیست؟ در جهان باستان و به خصوص در میان یونانیان , آزاد بودن به معنای توانایی مشارکت در حکومتِ شهری بود که شخص در آن میزیست. قوانین فقط زمانی اعتبار داشتند که شخص مورد نظر , حق مشارکت در تصویب و یا الغای آن را دارا می بود. آزاد بودن به معنای اجبار کردن شخص به اطاعت از قوانینی که  برای او و نه  توسط او تصویب شده اند نبود. این نوع از دموکراسی مبتنی بر این بود که حکومت و قوانین اجازه نفوذ به تمامی حوزه های زندگی را دارا میباشند. انسان نه از چنین نظارتی آزاد بود و نه ادعای آزاد شدن از آن را داشت. تمام آنچه دموکراتها میگفتند این بود که در راستای تاسیس و مراقبه از آن چیزی [حکومت] که همه شهروندان حق مشارکت در آن را داشتند ,   تمامی انسانها به شکلی برابر مشمول انتقاد , تجسس و اگر لازم می آمد محکومیت در برابر قوانین و یا دیگر ترتیبات و ساز و کارها باشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/22ساعت   توسط یاشار جیرانی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

موضوع فلسفه چیست؟ پاسخی که عام و مورد پذیرش همگان باشد از برای این پرسش وجود ندارد. نظریات متفاوتند: از آنهایی که فلسفه را به عنوان تامل درباب تمامی هستی--- ملکه تمامی علوم--- و به عنوان کلیدی برای تمامی دانشهای بشری میدانند, تا آنهایی که فلسفه را به عنوان شبه دانشی حاصل از اغتشاشات زبانی و نشانی از عدم بلوغ فکری, در کنار دین و دیگر نظامهای نظری که به موزه عتیقه های فکری بشریت پیوسته اند , طرد میکنند. همان طور که اختر شناسی و کیمیا گری مدتها پیش توسط تاخت و تاز موفقیت آمیز علوم طبیعی از جای بی جای شده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/04ساعت   توسط یاشار جیرانی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

در واقع انواع سیاست مداران را میتوان به اشکال مختلف تحلیل و تبیین کرد. میتوان آنها را در قالب دوگانه های مختلف جای داد و از زوایای متفاوت دست به تحلیل آنها زد. یکی از این دوگانه ها , تقسیم سیاست مداران به دو دسته رویا پرداز و مسئولیت پذیر است. نباید بر کاربست این دوگانه اصرار فراوانی کرد اما فکر میکنم برای ادامه بحثهایی که در این وبلاگ داشتیم بسیار سودمند است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/01ساعت   توسط یاشار جیرانی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
این سوالی است مربوط به اخلاق سیاسی. کدامیک از این سه واکنش با پیچیدگی های دنیای سیاست بهتر کنار می آیند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/25ساعت   توسط یاشار جیرانی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

دوست ما آقای غالبی در یادداشتی به نام "امتناع انتقاد" نقد هایی را بر امکان انتقاد مطرح ساخته است. او با رد دو پیش فرضی که به زعم او حامیان "انتقاد بی رحمانه " از عملکرد گروه های و جریانهای سیاسی در ذهن دارند , سوال امکان انتقاد را با امتناع انتقاد پاسخ گفته است. یادداشت آقای غالبی --- البته بر خلاف هدفی که در ذهن دارد--- بصیرتی به ما میدهد که نقد های بد را از نقد های خوب باز بشناسیم. به ما کمک میکند که "فهم" خود را از شرایطی که انسان در درون آن دست به عمل میزند افزایش دهیم. این امکان را به ما میدهد که در انتقادهای خود "منصف" باشیم. اما بعید میدانم ما را به سوی امتناع انتقاد هدایت کند. برای اینکه این مساله را روشن تر سازیم باید با خود مفهوم انتقاد شروع کنیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/29ساعت   توسط یاشار جیرانی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ساعت 6 صبح با لگد مبارک همسرتان از خواب بیدار میشوید. هنوز گیج خوابید که صدای او را میشنوید که میگوید "ادارت دیر نشه؟ پاشو دیگه". چرتتان پاره میشود و یک روز خسته کننده کاری به مانند کابوس از مقابل دیدگانتان میگذرد. گرمای لذت بخش رختخواب به مانند آغوش دخترکی زیبا رو شما را به سوی خویش میخواند. اما اجاره خانه, خرج مدرسه بچه و هزار بدبختی دیگه ذهنتان را مشوش میکند. آن دخترک زیبا رو به صاحبخانه قلچماق و بدترکیبتان مسخ میشود و با یک تیپای اساسی شما را از رختخواب بیرون می اندازد. دست و رویتان را میشویید. صبحانه کوفت میکنید و از خانه بیرون میزنید. در طول مسیر ناگهان از خود میپرسید:" اه اینم شد زندگی؟ هر روز پاشم واسه چندر غاز پول اینهمه بالا پایین بشم." در همین حین صدای پدرتان( یا چمیدونم پدر بزرگتون و یا پدر پدر بزرگتون) به یادتان می آید که میگه " پسرم! کار جوهر آدمیزاده"(البته پدرتون نمیگه "آدمیزاد" بلکه میگه "مرد" اما پیش فهم مدرن شما به واژه پدر بزرگتون "کلیت" میبخشه) یک لحظه آرامشی لذت بخش روحتان را فرا میگیرد. اما مثل اینکه امروز مثل همیشه نیست. شما را جو عقلانیت انتقادی میگیرد. قاطی میکنید. مختان کار نمیکند. نه میخواهید حرف پدرتان را بپذیرید و نه جرات رد کردنش را دارید( چرا که چیزی نداری که جاش بذاری).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/19ساعت   توسط حمزه غالبی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

آقا لاابالي گري است. يعني چي هر كي هر غلطي مي خواهد، انجام دهيد! مگر شهر هرت است؟ وقتي ما معتقديم يك راه درست است، يك راه صحيح است، راه سعادت است؛ نبايد مردم را به آن سمت برانيم؟ يا بايد بايستيم و ببينيم چگونه جانب انحطاط را مي گيرند؟

بعيد مي دانم تا حالا با اين سوالات يا استدلالتي از اين دست مواجه نشده‌باشيد. در گفتار رسمي جامعه ما آنقدر ادبيات با اين محتوي توليد شده است كه لاابالي گري مدلول آزادي شده است. اساسا وقتي واژه آزادي شنيده مي شود مفهوم لاابالي گري بذهن متبادر مي شود.( احتمالا همراه با تصويري از يك عده سوسول از خدا بيخبر، كه خوشي زير دلشان زده و هوس عياشي به سرشان)

خوب مگر جز اين است؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1386/12/17ساعت   توسط حمزه غالبی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ورود نيروي انتظامي براي تعيين حدود حجاب بحثهاي فراواني را حول اين موضوع آفريد. البته خط قرمزهاي فراوان ازيك طرف و ادغام تعيين قهرآميز نحوه پوشش با مواردي نظير  برخورد با متعرضين و مزاحمين زنان از سوي ديگر مانع از آن شد كه بحثهاي صورت گرفته در بستري از شفافيت، روشنگر مسئله باشد. از اينرو من در ابتداي اين ياداشت بخشهاي از طرح پليس مانند برخورد با مزاحمين زنان را ازبحث تعيين اجبارآميز حدود حجاب حذف مي‌كنم. آنچه باعث اين تفكيك مي‌شود هم روشي است براي خورد كردن مسئله و جلو گيري از كلي بافي، هم محتوايي. حضور پليس براي حفظ امنيت شهروندان به طور خاص زنان از تعرض امري است معقول كه ربطي به باور به يك آموزه ديني يا اعتقادي ندارد. در حالي كه حدود حجاب برگرفته از يك آموزه جامع است كه ادعايي بيش از تنظيم روابط بين افراد را دارد؛ بلكه فرد، سعادت و تعالي او را نيز مدنظر دارد، يا حداقل آن نوع حجاب كه براي اين اساس توصيه شده‌است مدنظر من است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/02/17ساعت   توسط حمزه غالبی  |