تبليغاتX
رتوریک

رتوریک

یاداشت های پراکنده بچه های تربیت مدرس

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه 1388/04/20ساعت   توسط نویسنده مهمان  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

صدرا کاوه

بچه که بودم، وقتی کلمه ی «بهمن» را می شنیدم به یاد اتفاقات خوب می افتادم: به یاد مقابله با استبداد و زورگویی. به یاد آزادی و استقلال و مفاهیم والای دیگر... حال بزرگ شده ام و همه ی آن انگاره ها در ذهنم فرو ریخته اند. بهمن را که می شنوم خشمی عمیق در وجودم ریشه می زند. احساس غبن و ضرر می کنم. احساس کسی را دارم که سرش کلاه رفته است. فریب خورده است. بهمن را که می شنوم یاد دروغ و دغل و کودتا می افتم. حس می کنم تحقیر شده ام. احساس می کنم که به شعور ملتی توهین شده است...

واژه بهمن را که می شنوم، یک نخ از اون سیگارهای «بهمن کوچیک» لعنتی را بیرون می آورم و در حالی که پکی عمیق به آن می زنم و دود گند و مسمومش را به ریه هایم می فرستم، زیر لب نفرین می کنم.  
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/25ساعت   توسط نویسنده مهمان  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

تمکین خواست وزرای دولت آقای احمدی‌نژاد در بایکوت BBC Persian اشتباه بزرگی از جنس سکوت درمقابل توقیف فله‌ای مطبوعات، خارج شدن طرخ اصلاح قانون مطبوعات از دستور مجلس ششم است. تمکین به خواست این مقامات هیچ مبنایی نمی‌تواند داشته باشد و اگر این‌ها را مقامات قانونی هم بدانیم مصاحبه با این شبکه اولین نافرمانی مدنی اصلاح طلبان می‌تواند باشد. تمام دلیلی هم که در دفاع از نافرمانی مدنی گفته‌اند اینجا صادق است با این تفاوت که با اندک تداوم، سختی کار از بین خواهد رفت؛ هزبنه و سختی این نافرمانی مدنی مصالمت آمیز نیز در مقابل دستاورد استراتژکی که دارد اصلا قابل مقایسه نیست. شاید از این طریق مسیر راه‌اندازی شبکه‌ی ماهواره‌ای توسط اصلاح‌طلبان در آینده باز و مسیر برای احیای پشتوانه‌های اجتماعی و ارتباط با بدنه‌ی جامعه گشوده شود. فرصتی که باید نشست و دید که آیا اصلاحطلبان آنرا نیز از کف خواهند داد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/28ساعت   توسط نویسنده مهمان  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

همیشه تصورم این بود حضور آنچنانی مردم در تظاهرات‌های رسمی پروپگاندای صدا و سیما است. آنها هم که می‌آیند افراد خاصی هستند که سازماندهی شده در میدان آزادی جمعشان کرده‌اند. امروز بدلیلی رفتم تا از نزدیک در متن تظاهرات 22 بهمن باشم. تقاطع یادگار امام-آزادی که معمولا مدیران ارشد و چهره‌ها سیاسی خودشان را به جمع می‌رسانند ایستاده بودم تا نحوه‌ی مواجه‌ی آنها با مردم نیز مشاهده کنم.

جمعیت واقعا زیاد بود. فوق‌العاده‌تر از تصورم، و همه‌ی تیپ آدمی را می‌شد دید؛ حتی کسانی که ممکن است پلیس در قالب گشت ارشاد با آنها برخورد کند. از همه جالب‌تر اینکه اکثرا با خانواده‌هاشان در تظاهرات شرکت کرده بودند. اگر چه ایستگاه صلواتی شرکت و نهاد‌ها دولتی را می‌دیدی ولی در کنارش هم چند مورد خانواده‌های را دیدم که با خود دیگ آش نظری آورده و بین جمعیت پخش می‌کردند.   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/22ساعت   توسط نویسنده مهمان  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

عضو ستاد ۸۸ در این یادداشت به پرسش بالا پاسخ داده است. یکی از دلایل اصلی اش هم علاقه به خاتمی اعلام کرده است. هرچند این توضیح را هم  داده است که این نظر شخصی اوست.

شاید بخشی از ذهن موسوی به او بگوید ترسیم زندگی غیر سیاسی در شرایط فعلی کشور چه بسا آرامتر و خوشایندتر باشد، اما با آن بخش از ذهنش که می گوید سرمایه‌های اوایل انقلاب و دوران جنگ به او سنجاق شده است که متعلق به همه مردم و ایران است چه می کند؟! آیا به خاک سپردن این سرمایه‌ها درست است؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/16ساعت   توسط نویسنده مهمان  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

به دلیل اینکه ما از سازمان‌ها اجتماعی در خاطره‌ی جمعی‌مان بی‌بهره‌ایم عملا گویی با یکسری افراد منفرد مواجهیم که توان هرکدامشان در مقابل سایر نیرو‌ها موجود قابل صرف نظر است و از سوی چون خود این‌ها هم به چنین وضعیتی آگاهند و چشم‌اندازی برای تاثیر نیروی خود قائل نیستند، انگیزه‌ای برای بکار بستن همان خرده نیرو را هم ندارند. این می‌شود که حداکثر قدرت جامعه‌ی ما این است که در انتخابات شرکت کند تا شاید بتواند جایگاه قانونی به فردی تحول‌خواه بدهد. جایگاه قانونی هم دیدیم که چندان نمی‌تواند منشا اثر باشد. هر چند برای دو تا بیست دقیقه وقت گذاشتن دستاورد به صرفه‌ایست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/07ساعت   توسط نویسنده مهمان  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

توی درس فیزیک این قانون را به نیوتن نسبت می‌دهند که هیچ شیئی وضعیتش را تغییر نمی‌دهد مگر اینکه از خارج به آن نیرویی وارد شود. مثلا اگر جسمی ساکن است همینجوری و بی‌خودی را نمی‌افتد بلکه باید برای به حرکت در آوردن آن نیروی دست و پا کرد تا از این طریق بتوان تکانی به آن داد. نه نمی‌خواهم اینجا جزو‌ه‌‌ی فیزیک تقریر کنم. بنظرم می‌توان تصوری اینگونه نسبت به سایر پدیده‌های عالم علی‌الخصوص انسانی داشت. یعنی شرایط انسانی و اجتماعی وضعیت خود را حفظ می‌کند مگر اینکه عاملی آنرا تغییر دهد. خود البته می‌توان پذیرفت که میزان این تغییر نیز متناسب با این نیروی جدید است. مثلا فروشنده‌ای گرانفروش اگر به شکلی و با نیرویی مجبور نباشد وضعیت‌ش را که همان گرانفروشی است حفظ می‌کند مگر اینکه ترس از آخرت، حکومت، رقبا، یا اقدام هماهنگ مشتریان نیروی جدیدی ایجاد کند که این وضعیت را تغییر دهد. پس ما برای اینکه دراین وضعیت نامطلوب تغییری ایجاد کنیم باید فشاری نو خلق کنیم یا خلق شود و گرنه آش همان آش خواهد بود و کاسه همان کاسه.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/06ساعت   توسط نویسنده مهمان  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

گاه توجه به اظهارات اخیر بعضی از طیف های اصلاح طلب در داخل کشور آدمی را به یاد احزاب کمونیست کشورهای اروپای غربی در سالهای 1950 تا 19780 می اندازد. این احزاب چپ گرا به رغم این که در مجموع طیف وسیعی از جامعه را تشکیل می دادند اما به علت عدم توافق های تئوریک بر سر مبانی عمل، تعاریف و شرایط همیشه از هم گسیخته و در اقلیت بوده اند. درگیری های آنها در مورد امکان یا عدم امکان انقلاب، همکاری یا عدم همکاری با سران سرمایه داری، رفتن و یا نرفتن به پارلمان و در نهایت چیستی انقلاب و مارکسیسم، همیشه آنها را در اختلاف و خودزنی مسخ کرده بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/11/03ساعت   توسط نویسنده مهمان  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اولین آشنایی ایرانیان با مفاهیم و نهادهای سیاسی مدرن از خلال سفرنامه‌های ایرانیانی شکل می‌گیرد،که بعضاً به دلیل ماموریتهای تجاری و دیپلماتیک گذارشان به فرنگستان می‌افتاد و در این میان به نگارش دیده‌ها و شنیده‌های خود در قالب سفرنامه‌ها بر‌می‌آیند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/12ساعت   توسط نویسنده مهمان  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

یاشار جیرانی

تروریسم حیوانیت نیست. کدام حیوانی چنین می کند؟ بل انسانیت است منتها در پست ترین تجلی آن. تروریسم "تراژدی" انسان بودن است در عصر حقوق بشر. تروریسم یعنی:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/09ساعت   توسط نویسنده مهمان  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

الف. اشکذری

 معمولا وقتی رفتار آقای کروبی را نقد می‌کنم با این پرسش مواجه می‌شوم که اگر کروبی بماند و قالیباف و احمدی‌نژاد کدام را انتخاب می‌کنی؟ البته این سوال استفهام انکاری است و مقصود این است که در نهایت اگر گزینه‌ها ارجح‌تر در عرصه نباشند مجبوریم کروبی را انتخاب کنیم. اما من الان در این یادداشت می‌خواهم بررسی کنم در چنین وضعیتی باید چه کار کرد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/03ساعت   توسط نویسنده مهمان  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

امضا محفوظ

کاش دل را مجال صحبت بود تا دمی از پیچ و واپیچ  هستی آلوده شده به رنگ، سرکی بیرون کشد. دزدانه خود را در بی‌نهایت هستی- فارغ از سیاه و سفید سایه گونه‌اش نظاره کند. جنایت تکه تکه کردن و پاره پاره شدنش را  لحظه ای از خاطر ببرد و بصیرتی ارزانی‌مان دارد تا اندکی ازدهشت ما در برابر غول گمگشتگی بکاهد. آنگاه شاید مجالی یابیم برای شک تا ازخود بپرسیم ما کجا و اینجا کجا ؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/12ساعت   توسط نویسنده مهمان  |