مطلب را به بالاترین بفرستید:
این مطلبی است که به علت طولانی بودن در چهار بخش در اینجا ارائه میشود. این مطلب به هیچ عنوان شکل تاریخ فلسفه ندارد بلکه به دنبال بررسی پاسخهای کلانی است که به لحاظ معرفت شناسانه به مسئله تعدد و تکثر ارزشها و نادانی ما نسبت به راه درست زندگی داده شده است. در اینجا بخش دو مقاله را خواهید خواند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه
1387/07/10ساعت   توسط یاشار جیرانی
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
این مطلبی است که به علت طولانی بودن در چهار بخش در اینجا ارائه میشود. این مطلب به هیچ عنوان شکل تاریخ فلسفه ندارد بلکه به دنبال بررسی پاسخهای کلانی است که به لحاظ معرفت شناسانه به مسئله تعدد و تکثر ارزشها و نادانی ما نسبت به راه درست زندگی داده شده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه
1387/07/04ساعت   توسط یاشار جیرانی
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
آزادی سیاسی چیست؟ در جهان باستان و به خصوص در میان یونانیان , آزاد بودن به معنای توانایی مشارکت در حکومتِ شهری بود که شخص در آن میزیست. قوانین فقط زمانی اعتبار داشتند که شخص مورد نظر , حق مشارکت در تصویب و یا الغای آن را دارا می بود. آزاد بودن به معنای اجبار کردن شخص به اطاعت از قوانینی که برای او و نه توسط او تصویب شده اند نبود. این نوع از دموکراسی مبتنی بر این بود که حکومت و قوانین اجازه نفوذ به تمامی حوزه های زندگی را دارا میباشند. انسان نه از چنین نظارتی آزاد بود و نه ادعای آزاد شدن از آن را داشت. تمام آنچه دموکراتها میگفتند این بود که در راستای تاسیس و مراقبه از آن چیزی [حکومت] که همه شهروندان حق مشارکت در آن را داشتند , تمامی انسانها به شکلی برابر مشمول انتقاد , تجسس و اگر لازم می آمد محکومیت در برابر قوانین و یا دیگر ترتیبات و ساز و کارها باشند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه
1387/06/22ساعت   توسط یاشار جیرانی
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
موضوع فلسفه چیست؟ پاسخی که عام و مورد پذیرش همگان باشد از برای این پرسش وجود ندارد. نظریات متفاوتند: از آنهایی که فلسفه را به عنوان تامل درباب تمامی هستی--- ملکه تمامی علوم--- و به عنوان کلیدی برای تمامی دانشهای بشری میدانند, تا آنهایی که فلسفه را به عنوان شبه دانشی حاصل از اغتشاشات زبانی و نشانی از عدم بلوغ فکری, در کنار دین و دیگر نظامهای نظری که به موزه عتیقه های فکری بشریت پیوسته اند , طرد میکنند. همان طور که اختر شناسی و کیمیا گری مدتها پیش توسط تاخت و تاز موفقیت آمیز علوم طبیعی از جای بی جای شده اند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه
1387/06/04ساعت   توسط یاشار جیرانی
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
در واقع انواع سیاست مداران را میتوان به اشکال مختلف تحلیل و تبیین کرد. میتوان آنها را در قالب دوگانه های مختلف جای داد و از زوایای متفاوت دست به تحلیل آنها زد. یکی از این دوگانه ها , تقسیم سیاست مداران به دو دسته رویا پرداز و مسئولیت پذیر است. نباید بر کاربست این دوگانه اصرار فراوانی کرد اما فکر میکنم برای ادامه بحثهایی که در این وبلاگ داشتیم بسیار سودمند است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه
1387/06/01ساعت   توسط یاشار جیرانی
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
این سوالی است مربوط به اخلاق سیاسی. کدامیک از این سه واکنش با پیچیدگی های دنیای سیاست بهتر کنار می آیند؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه
1387/05/25ساعت   توسط یاشار جیرانی
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
این سوال را تا به حال از خود پرسیده اید؟ آخ ببخشید اشتباه شد. بهتر است بگویم: کسی را میشناسید که در ایران زندگی کند و این سوال را از خود نپرسیده باشد؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه
1387/05/13ساعت   توسط یاشار جیرانی
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
این ما هستیم آدمهای زیادی! کسی سر به تنهاییمان نمیزند. تعدادمان زیاد است اما به همان اندازه نیز "زیادی" هستیم. بالهایمان را شکسته اند. نمیتوانیم بپریم. اما این بالهای شکسته توان راه رفتن را نیز از ما گرفته اند. هنوز پریدن را نیاموخته بودیم که زمین گیر شدیم. نه تحمل کردن را آموختیم و نه تغییر دادن را. از همین رو "آدم زیادی" هستیم. به هیچ دردی نمیخوریم. زمانی که هنوز "آدم" بودیم پاهایمان مانع پریدنمان بود. حال بالهایمان, بالهای شکسته یمان حتی نمیگذارند قدم از قدم برداریم. از این بالها اسطوره ساخته ایم: "اصلاحات"! از آن کس که بالهایش را به ما بخشید استعلا جستیم. و چون نمیتوانست به مانند ما بلند بپرد لعنش کردیم. طردش کردیم. او بر سقوط ما سکوت کرد. ما قدمهای محکم قبل از پریدن را از یاد بردیم. فراموش کردیم که بایستی از پاهایمان نیز سود بجوییم. ما دویدن قبل از اوج را از یاد بردیم. ما اشتباه کردیم. ما آدمهای زیادی هیچ فضیلتی نداریم. اما اشتباهمان را میپذیریم. ما بال نمیخواستیم. پاهای استوار میخواستیم. ما باید قبل از پریدن , دویدن را می آموختیم. او هم اشتباه کرد. او خودش اهل پریدن نبود. اما در اسطوره سازی از این بالها دخیل بود. مرضی که هنوز از آن رهایی نجسته ایم. اما ما , ما آدمهای زیادی دیگر بسمان است. ما دیگر بلند پروازان سابق نیستیم. دیگر نخواستیم پریدن را. همه رویاهایمان را به باد میسپاریم. تا روزی اقبال آنها را به ما باز گرداند. اما اراده یمان را از آنها میرهانیم. بالهای شکسته یمان را میکنیم تا سد راهمان نباشند. اراده یمان را به پاهای نحیفمان میسپاریم. آنقدر که استوار شوند و توان دویدن بیابند.اگر نتوانستیم بپریم بگذارید حداقل بدویم. آزاد و رها. اگر میخواهیم دیگر "آدم زیادی" نباشیم : آنکس که نه تحمل میکند و نه تغییر میدهد بلکه فقط رویا میبافد. اگر میخواهیم حداقل "آدم" باشیم باید دوباره او را بخواهیم. آنکس را که پریدن بلد نبود اما دونده قهاری بود. ما آدمهای زیادی دیگر نمیخواهیم زیادی باشیم. رویای "فرشته" بودن را فراموش کرده ایم. چشم به اراده و پاهای خویش دوخته ایم. ما آدمهای زیادی خواهیم دوید. آزاد و رها...
+ نوشته شده در سه شنبه
1387/05/08ساعت   توسط یاشار جیرانی
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
دوست ما آقای غالبی در یادداشتی به نام "امتناع انتقاد" نقد هایی را بر امکان انتقاد مطرح ساخته است. او با رد دو پیش فرضی که به زعم او حامیان "انتقاد بی رحمانه " از عملکرد گروه های و جریانهای سیاسی در ذهن دارند , سوال امکان انتقاد را با امتناع انتقاد پاسخ گفته است. یادداشت آقای غالبی --- البته بر خلاف هدفی که در ذهن دارد--- بصیرتی به ما میدهد که نقد های بد را از نقد های خوب باز بشناسیم. به ما کمک میکند که "فهم" خود را از شرایطی که انسان در درون آن دست به عمل میزند افزایش دهیم. این امکان را به ما میدهد که در انتقادهای خود "منصف" باشیم. اما بعید میدانم ما را به سوی امتناع انتقاد هدایت کند. برای اینکه این مساله را روشن تر سازیم باید با خود مفهوم انتقاد شروع کنیم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه
1387/04/29ساعت   توسط یاشار جیرانی
|