تبليغاتX
رتوریک

رتوریک

یاداشت های پراکنده بچه های تربیت مدرس

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

در فضای مصاحبه ی لوس با تلویزیون و محیط ملال آور و ایدئولوژیک جشن و سخنرانی وزیر سابق علوم آقای زاهدی بودم که به فکر یکی از موضوعات همیشگی گفتگو با یاشار افتادم: این که من و او (یاشار) درس خوانده ایم و شاگرد اول شدیم و یا دکتری قبول شدیم، نه به خاطر لزوما علاقه مان، بلکه به خاطر آنکه "مجبور" بودیم. به خاطر آنکه راهی دیگر جلوی پایمان نبود و یا اگر هم در "مقام نظر" بود در "مقام عمل" تمامی امکانات مادی و معنوی سیستمی ایدئولوژیک جلویمان را گرفته بود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/30ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

با یاشار جدیداً هر وقت حرف می زنیم یادی هم از "گذشته های خوب" می کنیم. آن زمان که اوضاع بهتری داشتیم. هنوز شور و شوق داشتیم و آرزو های بزرگ در سر می پروراندیم. منتظر وقوع "اتفاقات" بودیم. حوادثی که لزوماً هم نمی دانستیم چیست اما حس می کردیم زندگی جذاب و آبستن حوادثی است که باعث هیجان می شود. زمانی از دست رفته که مثل امروز این همه "ملول" و دل خسته و نا امید نبودیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/23ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

طبق معموله همیشه در خانه ی ما، سر میز صبحانه 1شنبه ها (که پدرم تهران است) بحثی سیاسی پیش کشیده شد و آخر الامر و همان طور که بارها امثال من شنیده ایم، مادرم با اشاره به من گفت: "روشنفکران مردم رو نمی فهمند و برعکس ادعاهایتان به نظرم حتی تحمل صحبت و شنیدن حرف های آنان را نیز ندارید..."

روشنفکران روس از حوالی سال های 1870 تا خود انقلاب ترجیع بند نوشته ها و حرف هایشان "ملت"، "مردم" و "دموکراسی" بود. حتی طیف چپ جناح سوسیالیست روسیه مانند بلشویک ها نیز دم از مردم و آرمان ملت می زدند و مردم مهم ترین شعارآنان بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/19ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ولی فقط جنبه ی خلاقانه و حس زیبایی شناسانه نیست که تو را با نوشتن و کلمات این سان پیوند می دهد، می نویسی چون با نوشتن علیه زمان، محیط و حتی خودت می توانی شورش کنی. می نویسی زیرا نوشتن وسیله ای است برای فرو نشاندن خشمت از دنیایی که تو در آن پرتاب شده ای و نقشی اساسی در شکل گیری امور در آن نداشته ای.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/17ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

چند نمایشی که در ماه های گذشته آنها را دیده ام همگی از عوارض "جوامع بسته" تاثیر پذیرفته اند. حتی انتخاب موضوعات جدید کتاب توسط مولفین و مترجمین و نیز ذائقه ی خوانندگان را نیز تا حدی می توان در این راستا تفسیر کرد.

 از یک سو رو آوردن حوزه ی هنر غیر دولتی به موضوعات انتزاعی برای فرار از خطرات موضوعات صریح تر می تواند عاملی برای اعتلای تدریجی خلاقیت های هنری باشد و از طرفی هم نشانه ای از بیماری اجتماعی است که عامل اشاعه ی آن فضای سیاسی یک کشور است...      


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/16ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سال 1384 بود که محمد علی رامین – معاون جدید الانتصاب مطبوعاتی وزارت ارشاد – به دانشگاه علامه طباطبایی که در آن زمان دوره ی لیسانسم را در آن می خواندم آمد تا پس از نمایش فیلم "مصائب مسیح" به نقد فیلم بپردازد. یادم می آید که در حین نمایش فیلم و به خاطر صحنه های تاثر بر انگیز و فوق طاقت شکنجه ی حضرت مسیح، بسیاری (به خصوص خانم ها) از هر تیپ و مسلکی گریه می کردند و حتی 2-3 نفری را از سالن نمایش دانشکده حقوق و علوم سیاسی بیرون بردند و آب و قند به آنها دادند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/15ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

در تمامی این مدت به یاد سارتر و جمله ی معروفش راجع به مرگ بودم: مرگ تنها پدیده ای در زندگی است که آدام رو از هر تحلیلی باز می دارد. فقط مبهوتی. نمی دونی عکس العملت باید چی باشه. به قول معروف "هنگ" می کنی. غم، رعب، اندوه، بهت، پشیمانی، ترس، گیجی و ... همه و همه به یکباره در مواجهه با این پدیده ی یکتا و "تجربه ناپذیر" به رویت آوار می شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/08ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

شاهزاده ی آداب دان، روادار و طرفدار دموکراسی گئورگ ی. لووف، شخصیتی ملی و از خانواده ای لیبرال منش و قدیمی بود. او پس از انقلاب فوریه ی 1917 یه ریاست دولت موقت جمهوری دموکراتیک روسیه برگزیده شد. این دولت قرار بود دولت وحدت و اعتماد ملی باشد، و نه آن طور که در انقلاب ماه اکتبرهمان سال صورت گرفت، دولت یک حزب یا طبقه ی اجتماعی خاص (مثل پرولتریا) که می خواهند قدرت را قبضه کنند و کشور را به دوران استبدادی تزار و حتی بدتر از آن زمان برگردانند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

یکی از کارهایی که بین روس ها رایج بود (و هست) و با شروع فعالیت های سیاسی بسیاری از اعضای حزبی کنار نهاده می شد، عادت به باده خوری و نوشیدن ودکا و همچنین استعمال دخانیات بود. سرگی سمیونوف، دهقان مشهور بلشویک در خاطرات خود تعریف می کند که به محض ترک زادگاهش در دهاتِ ولوکولامسک و آمدن به سن پترزبورگ، تصمیم گرفت ودکا را برای ابد کنار بگذارد.

در آستانه ی انقلاب 1917، کنگره ی دهقانان انقلابی روسیه (که بعد ها به بلشویک ها پیوست)، اعلام کرد که: "باده نوشی در روسیه در زمان رژیم سابق مایه ی سرافکندگی ملی بود.اما اکنون در روسیه ی آزاد و دموکراتیک جایی برای باده نوشی نیست. بنابراین کنگره تولید هرگونه مشروب الکلی را خیانت به انقلاب و خیانت به جمهوری دموکراتیک روسیه تلقی می کند."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/03ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
فرض کنید لیبرال هایی خز و خیل که سایه هر گونه جنبنده ی مارکسیستی رو با تیر می زنند، تصمیم بگیرند بسان کمون 1870، جامعه ای خود بسنده تشکیل دهند...!

اگر از مزاح بگذریم، گده و گردهم آمدن های حلقه مدرس نیز در این راستاست. البته در ابتدا صرفا قصد راه اندازی حلقه ای شبه-علمی برای صحبت و گفتگو بود، اما پس از واقعه ی ناگوار 22 خرداد، کارکردهای گده ها و جمع شدن هایمان نقش "درمانی" و نیز "دلداری" دادن به هم، و گفتن و شنیدن از دل تنگی ها و امید ها و آرزو ها و هراس هایمان را نیز پیدا کرده است. درست مثل یک خانواده ی پدر از دست داده دورهم جمع می شویم تا مایه ی تسکین و آرامش هم باشیم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/02ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
می توان ادعا کرد این گزاره که واقعیت همیشه بر رویا  پیروز است و یا عکس آن، دقیقا مصداق بحثی آخوندی است. همان طور که هایدگر به خوبی اشاره می کند، ممکن است انسان ها در دام استبداد محیط (یا همان واقعیت) و انبوه بی شکل آدم ها (Das Man) گرفتار باشند و عادات و رسوم و اخلاقیات "دیگرانی" که حتی ما آنها را نمی شناسیم، بر ما و احوالات و رویاهامان غلبه داشته باشد، اما چنین انقیاد و غلبه ای مطلق نیست. درست است که ما در شرایط و موقعیتی که از دستمان خارج شده است "پرتاب" شده ایم، اما انسان ها تا حدی می توانند با اتکا به "آگاهی و آموزش" وضعیت واقعی موجود را در راستای آرزوها و امیالشان تغییر دهند.

مسئله دوم که باید به آن اشاره کنم و به نظرم بسیار مهم است و جدیدا با یاشار و حمزه بحث های بسیار خوبی در این باره داشته ایم، تفکیک چنین بحث هایی در دو حوزه ی سیاسی و فردی است. اگر (و تنها اگر) بپذیریم که رویاها در سیاست ورزی مضرند، مطمئنا چنین مطلبی در حوزه ی خصوصی زندگی محل اشکال است. اتفاقا به قول یاشار عزیزم، زندگی فردی دقیقا جای "معنا"، "رویا" و تلاش برای رسیدن به آن است. اگر "افسون زدایی" (Disenchantment) در حوزه ی سیاست از سواستفاده از مفاهیمی چون مذهب، عشق، عرفان، معنویت، امید و آرزو و ... توسط نظام های سیاسی جلوگیری می کند،  افسون زدایی در زندگی فردی انسان را پوچ و تهی می کند. اگر در حوزه ی سیاست عرفان و عشق مذمومند، اتفاقا در زندگی روزمره شخصی، این قبیل مفاهیم می توانند محرک و برانگیزاننده باشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/27ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
تصمیم من و یاشار برای ترک سیگار از اون مقولاتی بود که مدت ها در دست بررسی بود. البته پیش از انتصابات 22 خرداد و در همان روزهای شور و شوق که امید به زندگی و آینده ای بهتر در حداکثر خود در نزد ما بود، چنین تصمیمی را برای مدتی کوتاه به اجرا در آوردیم، اما حوادث پس از 22 خرداد و نیاز بیش از پیش به نیکوتین تصمیمان را کان لم یکن نمود!!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/26ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ملالت به تو هجوم آورده است و تو تنهایی، تنهای تنها. دیگران به ظاهر هستند، اما تو ناامید از آنها به کنج درونت می گریزی. مشکل اینجاست که درونت با همان دیگرانی که از آنها گریخته ای شکل گرفته است و در این جاست که دور و چرخه ی تنهایی—ملالت تکرار می شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/25ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

از عجایب روزگار در این سفرها آنکه محمدرضا فروغ می خواند و حمزه اخوان و شاملو. به خصوص حمزه که علی الاصول از زمانی که ما می دانیم در نکاح دائمی سیاست گرفتار بوده است! و به قول خودش: "تقریبا همه‌ی دوستان نزدیک من متفق‌القولند که من از هنر و حض هنری بهره‌ای نبرده‌ام. البته به شکل اغراق شده‌اش به‌قول یحیا آنتی هنر! البته بودند دوستانی که سعی داشتن با آموزش‌های هنری سواد زیبایی شناختی من را بالا ببرند ولی سکنجبین صفرا فزود."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/19ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ژرف نگری در حوزه ی روان و ذهن آدمیان در حلقه مدرس تحت تاثیر سیاست امری طفیلی و حداکثر حاشیه ای بوده است. البته تا حدودی به خاطر علاقه مشترکمان  --سیاست—این امر طبیعی می نماید.

شاید اولین بار که موضوع انسان و ژرف نگری در آمال، خواسته ها، غرایز و ابعاد ظریف کمتر مورد توجه آدمی در حلقه مطرح شد، توسط جواد عزیزمان بود. حوزه روانشناسی و تحلیل ژرفای ذهن و روان آدمی را برای اولین بار جواد مطرح نمود و ادبیات خاص و منابع دست اول انگلیسی اش را به ما معرفی کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/11ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

پس از مدت ها همه در خانه حمزه جمع شدیم و به یاد روزهای بهتر گذشته شام میهمان حمزه و پدرش بودیم.

فیلسوف سیاسی آمریکایی ریچارد رورتی می گوید "اگر دوستی های بیشتری داشتم، مسلما زندگی پربارتری می داشتم".


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/06ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

گاهی فجایع و مصایب باعث خلاقیت می شوند و گاهی باعث انفعال و پوچی. من اینجا نمی خواهم قهرمان بازی در بیاورم و در نقش پروپاگاندیست های حکومت های ایدئولیژیک بگویم من جز دسته اول هستم. اتفاقاً در این مدت دچار سرخوردگی و پوچی محض شده ام. حتی نتوانستم مطلبی کوچک برای دلداری دوستان حمزه و خانواده ی او بنویسم…


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/05/25ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

از این به بعد مثل یک مادر بچه از دست داده شیون سر باید داد. بریده بریده و نفس نفس زنان حرف باید زد. کوتاه باید نوشت... می دانم دیگران نیز چون من حال و حوصله ی چیزی را ندارند. همه مان ماتم زده ایم و مغموم و افسرده و پریشان حال. بعید می دانم دیگر کسی حال و حوصله مطالب طولانی و تئوریک و یا مفصل را داشته باشد. خودم هم توش و توانی برای نوشتن و قلم زدن ندارم. از این پس خلاصه می نویسم و مختصر. من دیگر به کسی امید نخواهم داد. من شارح غم و اندوه متراکم خواهم بود. شارح غصه های فرو خورده که نفس انسان را بند می آورد. من از مصیبت خواهم نوشت. از اندوه، ترس، نکبت، بدبختی، سیاهی و صد البته ملالت...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/25ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
اگر به آقای خاتمی و دوستانش دایماً انتقاد می شد که نمی دانند اصلاحات و مفاهیم وابسته به آن چون جامعه ی مدنی و غیره چیست و تعریفی از آن به دست نداده اند، به نظرم چنین انتقادی به طریق اولی به جناب میرحسین و دوستان و حامیانشان وارد است. آن چه هم اکنون بین حامیان ایشان به عنوان موضع گیری سیاسی دیده می شود، طیفی از عقاید و نظرات گوناگون و متفاوت و بعضاً حتی "متناقض"، "متخالف" و "مبهم" است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/02/19ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
بنابراین مشارکت فعالانه درعرصه ای که نتایج شدید و آنی بر روند های منتهی به عدالت/سعادت و یا ناعدالتی/شقاوت دارد، انتخاب اخلاقی نابی است که مؤیدی معنوی و الهی نیز دارد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/02/01ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

یاشار جیرانی

با این تفاسیر، به نظر می رسد افکار میر حسین موسوی "لحظه ای تاریخی" در راستای شکستن دوگانه ی نخ نمای "نان علیه آزادی" باشد. مسیری که میر حسین در آن قدم بر می دارد مسیری آگاهانه و در چارچوب "ارزشمند سازی آزادی" به منظور تحقق آزادی است، آرمانی که به خاطرش خونها داده ایم، و سی سال پیش به خاطرش انقلاب کرده ایم. میر حسین می تواند مسیری مطمئن به سوی تحقق این آرمان باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/23ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

دبیر کل سابق حزب کمونیست شوروی، میخائیل گورباچف، درپنج شنبه ی هفته ای که گذشت از مجله ی بریتانیایی Evening Standard که به تازگی توسط اتباع روس خریداری شده است بازدید کرد و سخنانی یه زبان آورد که شاید 20 سال پیش و در زمان فروپاشی ابرقدرت شرق کسی هیچ گاه به ذهن نمی آورد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/25ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

چقدر آسان است ادعاهای دوستی و صدق و صافی و چقدر دشوار است عمل و زندگی بر این ادعاها...چقدر زیادند دوستانی که بر سر بزنگاه های آزمایش و برآوردهای اخلاقی رفوزه می شوند. چقدر زیادند دوستانی که دوست نیستند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/21ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

یاشار جیرانی/مهدی امیری صفت

نکته ی قابل توجه آنکه نتانیاهو در مراسمی که به طور معمول نخست وزیر در آن از روند ها و سیاست های اصلی کابینه صحبت می کند، تنها به ایران و برنامه ی هسته ای آن پرداخت و کوچک ترین اشاره ای به مذاکرات به اصطلاح صلح اسراییل-فلسطین-اعراب نکرد. او هم چنین در مورد راه حل «دو کشور» آمریکا برای حل بحران اعراب و اسراییل نیز سکوت کرد و از کنار آن گذشت و تنها و تنها به ایران پرداخت.

  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/04ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ساسان قهری دوست من از ایالات متحده است که جدیداً پس از 30 سال به ایران آمده است تا به خانواده ی خود سری بزند. او دارای لیسانس هنرهای زیبا از دانشگاه شمال تگزاس و فوق لیسانس هنر با گرایش رسانه از دانشگاه هنرهای بصری درنیویورک است. استاد راهنمای او در دوره ی فوق "ادوارد سعید" معروف بوده است. او همچنین در کلاس های ژاک دریدا، میشل فوکو و ژان بودریار در دانشگاه معروف New School به عنوان میهمان شرکت نموده است. او آهنگساز و تولیدکننده ی چندین آلبوم به همراهی Bill Laswell و بسیاری دیگراز هنرمندان برجسته ی نیویورک بوده است. او مقاله ی زیر را به بهانه ی ولنتاین برای سایت کلمه نوشته است. البته در خواندن مطالب ساسان، متن و زمینه ی آمریکایی که او درآن قلم می زند را باید در نظر داشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/11/26ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

گاه آن قدر از اوضاع ملول می شوم که به قول معروف می روم داخل کما و نمی توانم هیچ بنویسم. آن گاه است که حمزه غالبی با عتاب تماس می گیرد و می گوید، "حاجی دِ چرا نمی نویسی"! من هم خب می گویم حال ندارم و... او هم در جواب می گوید، " از همین حال نداشتن و این که رمق نوشتن نداری بنویس"!! الانم در چنین احوالی هستم و حس و حالی به خصوص در این ایام ندارم که بنویسم، ولی حسب الامر رفیق شفیقمان، حمزه ی عزیز می نویسم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/21ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دولت ها در ایالات متحده تابع تصمیات استراتژیک طولانی مدت هستند که با تغییر دولت و رفتن و آمدن مستاجری جدید در کاخ سفید تغییری نخواهد کرد. آمریکا هنوز آن چه را "جنگ با تروریسم" نامیده از اولویت های راهبردی خود می داند و در همین چند روزی که دولت جدید بر سرکار آمده، بارها به اهمیت مبارزه با بنیادگرایان و تروریست ها توسط رییس جمهور و معاونش اذعان شده است. از دیگر سیاست های راهبردی آمریکا توقف فرآیند غنی سازی هسته ایِ ایران است. هیچ دولتی در آمریکا در این مورد "تغییر" نخواهد کرد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/11/12ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

چند روز پیش با چند تن از دوستان به قول معروف "هنری" رفتم "تیئاتر شهر"! و به تماشای نمایش تحسین بر انگیز اوژین یونسکو، یعنی کرگدن به کارگردانی فرهاد آییش نشستیم. در تلفنی که با حمزه ی عزیزم چند روز بعد از آن داشتم، او از من خواست که از نمایش و دوستانم و حال و هوای تا حدی "غریب" هنر در نزد ما بچه های سیاست! بنویسم.

آره باید اذعان کنم که آن چنان دغدغه ی هنر و هنرمندی نداشته و ندارم و در دوره ی نوجوانی و جوانی که اغلب دوستانم عاشق و دلباخته ی شعر و شاعری بودند و شاملو، سپهری، و هدایت می خواندند، من به سیاست و روزنامه های جنجالی دوره ی اصلاحات نرد عشق باخته بودم! البته تمامی کار های معروف شعر و داستان ایرانی و خارجی از هدایت گرفته تا نویسندگانی که در ایران شناخته نیستند چون "پرل اس باک" را خوانده ام و علاقه ی شدیدی به روس هایی چون داستیوسکی دارم. ولی به هر حال دغدغه و مسئله ی اصلی ام سیاست بوده و هست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/02ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مشکل این جاست که "کالا" و "عرضه شدنی ها" این بار به خاطر شرایط حاصل از انقلاب نایاب و کم هستند. این جاست که می بینیم مردمان و مسوولین کشور های ایدئولوژیک به مراتب فزون خواه تر و حریص تر به حطام دنیا هستند و رقابتی بس خشن تر و غیر اخلاقی تر برای کسب سود و لذت بیشتر در مقایسه با کشور های سرمایه داری، در آن ها جریان دارد.

وضعیت اقتصادی جامعه ی انقلابی را استادم مرتضی مردیها در کتاب "مبانی نقد نظریه ی سیاسی" به مراتب گویاتر از من توضیح داده است و علاقه مندان را به آن کتاب فوق العاده ارجاع می دهم. در این  جا باید نکته ای دیگر را علاوه بر موارد فوق گوشزد نمایم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/29ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

...ذکر نمونه های فراوانی از این دست باعث ملال میشود و اظهار واضحات است. قصدم یادآوری این نکته است که سرمنشاء بنیادین چنین مشکلاتی به خصوص در سال های اخیر سیاست های بلند پروازانه ی کشور در حوزه ی سیاست خارجی و در نتیجه بدبینی بین المللی به ایران بوده است. مثلاً در زمینه ی خودروسازی، بسیاری از کشور های صاحب نام و شرکت های برترِ دنیا حاضر به همکاری با ایران نیستند و کشور مثلاً مجبور است بنجل ترین اجناس دهه ی هشتاد شرکت دست دومی چون پژوی فرانسه را تولید نماید. جالب آن که هنوز که هنوز است ایران خودرو با آب و تاب صحبت از پژوی 405 با مشخصات جدید می کند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/23ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اگر هم قرار بر مذاکره با اسراییل است، چنین مذاکره ای باید "مسلح" باشد، چه تجربه ی سالیان دراز فلسطینیان نشان داده است که معلوم نیست در مواجهه با صهیونستها از اتاق مذاکره زنده خارج شوید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/19ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

فرض کنید در یونان باستان زندگی می کنید و به قول امروزی ها در محله ای اعیان نشین هستید. هرهفته یا 10 روز یکبار حوله و لباس های تمیز تان را به دست می گیرید و خوشحال و خندان به سر محله می روید تا در حمام عمومی محله که سنای شهر آن را برایتان ساخته است به حمّام بروید و خوشحال و شاداب و تمیز به فعالیت بپردازید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/10ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

فرض کنید هر چه پول در بانک های ایران است را در طرحی بسان طرح های دولت نهم یا طرح های دولت های کمونیستی بین تمامی جامعه به مساوی تقسیم کنند و حتی برای آن که عدالت به معنایی که آن ها مراد می کنند محقق شود، اموال نزد مردمان را نیز مورد تقسیم قرار دهند، به طوری که اغنیا بخشی از اموال خود را به فقرا دهند و خلاصه همگی دقیقاً به یک مقدار پول داشته باشند. از فردای چنین تقسیم بندی ای یکی ممکن است تمامی پول خود را مثلاً بستنی بخرد یا در عشرت کده ای خرج نماید و یکی ممکن است پول خود را تبدیل به کارخانه ی بستنی سازی کند و یا عشرتکده ای راه بیندازد. درست در همین جاست که از فردای چنین عدالت ساده ای، دوباره وضعیت آرام آرام به وضعیت سابق باز خواهد گشت. این جاست که دوباره مشکلات بروز خواهند کرد و ناعدالتی ریشه خواهد گرفت: فرزند با هوش آن پدری که پول خود را به باد داده است به دلیل نداشتن پول، و نبود حمایت از طرف دولتی که با توزیع ظاهراً عادلانه ی ثروت فکر می کند به وظایف خود در این زمینه عمل کرده است، از تحصیل باز خواهد ماند و دچار وضعیت ناعادلانه ی جدیدی خواهد شد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/20ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

"دموکراسی چینی" (Chinese Democracy)، جدیدترین آلبوم اکسل رز و گروه گانز که پس از آلبوم 1993 آن ها اولین کار جدید استودیویی گروه محسوب می شود، یک موفقیت تمام عیار است. ولی آن چه برای من اهمیت دارد خودِ قطعه ی دموکراسی چینی است که آلبوم نیز به نام همین قطعه می باشد. البته باید از یاشار هم تشکر کنم که یک نسخه از آلبوم را پس از آن که 2 روز طول کشید تا آن را از طریق اینترنت "دیزلی" ایران دانلود کند، در اختیارم گذاشت. تا یادم نرفته این را هم بگویم که آلبوم هفته ی گذشته به فروش عمومی گذاشته شده است و من از این بابت که قبل از خیلی ها در غرب آن را گوش دادم، باز در این جا از یاشار تشکر می کنم، بگذریم که دانلودمان غیر فانونی است!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/09/09ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

در مطلبی که درباره ی کره ی شمالی نوشتم، یاشار بحث ونزوئلا را پیش کشید و گفت ایرانی که با امثال ونزوئلا در رابطه ی دوستانه است، همان طور هم با کره ی شمالی در ارتباط می تواند باشد و توقع زیادی نمی توان داشت. البته چنین رویکردی منفی ای نسبت به ونزوئلا –از زمان روی کار آمدن محمود احمدی نژاد- توسط بسیاری از دوستداران جامعه ی باز و متکثر در مخالفت با کاراکاس و به طور مشخص رییس جمهور چاوز گرفته شده است...

با چاوز و امثال او به هیچ عنوان هم دل نیستم و در این مقال قصد دفاع شخصی از هوگو چاوز را ندارم و نقد عملکرد او مجالی دیگر می طلبد. ولی می خواهم نکته ای را تذکر دهم و توهمی را بزدایم. اگر قرار باشد کسی به دولتمردانش به خاطر روابط خارجی شان اعتراض کند، این مردمان ونزوئلا هستند که می بایست از هوگو چاوز دلخور باشند و نه ما ایرانیان!!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/30ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

حمزه غالبی چرا بر نیاشفتی و عصبانی نشدی؟ منتظر بودم تا حداقل تو چیزی می گفتی. یاشار تو چرا برایت مهم نبوده است؟ تو که در راه رفتن به سمت ناهار داشتی حمزه رو متهم به سمپاتی با چپ می کردی حداقل یه چیزی می نوشتی!!  آره می دونم که احتمالاً سیاست نظری تو رو از خبری به این مهمی غافل کرده است! شاید هم می شنیدی هم برایت مهم نبود... محمد رضا جنیدی که بماند، احتمالا شمال و جنوب براش بی معنی است و دنبال دوستی خاله خرسه از نوع هایدگری و یا شاید هم آرنتی آن است!!

 

"وزیر امور خارجه ی جمهوری اسلامی ایران از مالزی راهی کره ی شمالی شد و ضمن دیدار با رییس مجلس!!، نخست وزیر!!، و رییس جمهور!! کره ی شمالی، روابط دو کشور را صمیمانه ارزیابی کرد و بر گسترش و تعمیق مناسبات دو کشور تاکید کرد."(اخبار سراسری 4 شنبه 22 آبان) 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/08/24ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

می خواستم از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و پیروزی شادی آفرین باراک اوباما بنویسم. می خواستم از امیدی که مردم آمریکا از "انتخاب" خود و موثر بودن نظراتشان در عرصه ی سیاسی دارند بنویسم. می خواستم از سیاست های "مزورانه"ی تلویزیون حکومتی در ایران بنویسم که چطور در حالی که تا 2 روز پیش "به تاخت" در حال ارائه ی گزارش های مضحک گوناگون درباره ی انتخابات آمریکا بود، به ناگاه و با حضور بی سابقه ی مردم آمریکا و رای دادن به سناتور باراک اوباما، به ناگاه سکوت کردند و خبر انتخابات را در لابه لای قیمت پیاز سیب زمینی و نظارت دولت بر "میادین تره بار" پنهان کردند (خیر 20:30 در اخبار 4 شنبه شب مورخ 15 آبان ماه ، ابتدا خبر میادین میوه و تره بار را پخش کرد، سپس خبری از سخنرانی یکی از مقامات عالی رتبه و سپس اشاره ای کوتاه به پیروزی اوباما بدون اندکی اشاره به حواشی آن مثل آمار رای دهندگان و یا حتی درصد آرا خود اوباما تا آن لحظه که 97 درصد آرا شمارش شده بود).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/16ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

حمزه به نکته ی عالی ای اشاره کرد. من از اول جلسه ی صبح مجلس به استیضاح کردان گوش فرا دادم. واقعاً به جز آقای نوباوه (که خبر نگار بودند) و دکتر لاریجانی که جلسه را اداره می کردند، باقی نمایندگان و وزیر برکنار شده در اوج ضعف و عدم تسلط نطق می فرمودند.

 حتی می توان گفت سخن گفتنشان "خجالت آور" و مایه ی آبروریزی بود. با وجود آن که برخی از آن ها از روی متن نوشته شده می خواندند، کلی غلط های دستوری ساده داشتند. واقعاً برای ایرانیان باعث شرم و اندوه است که نمایندگانشان این قدر ضعیف و تصنعی حرف می زدند. استفاده ی بی حد از آیات و روایات در خارج از متن و به قول معروف Context آن ها،  از دیگر ضعف های نمایندگان بود. به این اضافه کنید کلی از اشعار حافظ، سعدی و مولانا را!! همچنین مجیزگویی های افراطی و در مواردی اغراق گویی های بی حد در مورد حضرت امام و قدرت در ایران، از نکاتی بود که باعث افسوس می شد. باور کنید که از زمان 10 دقیقه ای یکی از سخنرانان مخالف کردان، 3 الی 4 دقیقه ی آن به حمد و ثنای الهی و مجیزگویی قدرت گذشت! این در حالی است که گفته شده بود کسانی که صحبت کردند، سخن ورانِ "صریح" مجلسند! اگر اینان سخن وران مجلس بودند، پس آنانی که جزو چهره های شاخص و سخن ور نیستند، چگونه سخن می گویند!؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/08/14ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

وقتی دیگر حتی برای آرزویی نیزشوق نداشته نباشی و حتی در تخیلاتت نیز به وضعی که از آن لذت خواهی برد و به آن راضی خواهی شد، فکر نکنی، آن گاه داری کم کم به مقام "انفعال" و "ملالت" می رسی. دیگر حتی آرزو نیز نمی کنی.

 اگر بهت بگویند همین الان چی می خوای و دوست داری چه کنی، نمی دونی چه بگویی... نه اینکه خوشی زده باشه زیر دلت و یا به عکس آن قدر مشکلاتت زیاد باشد که نتونی حتی چیزی یا کسی را آرزو کنی. نه منظورم این نیست....

 منظورم "ملالت" است که در سه مقاله ی گذشته نیز به آن اشاره کردم (ملالت و عشق، ملالت و مارکسیسم، ملالت و انقلاب). آن قدر "ملولی" و دلزده که حتی آرزو هم نمی کنی. اصلاً از مفهوم آرزو هم بیگانه شده ای. خسته ای. به شدت خسته. آن قدر دور و برت تعارض و "وضعیت های متناقض" می بینی و آن قدر حرافی های روزمره ی دورو برت کلافه ات می کنند که قید همه چیزو می زنی و در لاک خودت، در گوشه ی اتاقت، در گوشه ی کافی شاپ و یا جمدونم "شیره کش خونه ی بهداشتی" سر محلت یه گوشه ای کز می کنی و در بی حسی و خلایی بی پایان می خزی...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/13ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مدت هاست می خواهم از دکتر بهشتی استاد دوست داشتنی مان بنویسم. صبر کردم تا کار پایان نامه و دفاع از آن و بالتبع گرفتن نمره تمام شود تا با آسودگی بیشتربنویسم و گفته نشود که شاگرد از استاد، بنابر روابط ویژه و هکذا نوشته است... به هر حال می خواستم بنویسم که باز به ذهنم رسید که دکتر جایگاهی "ویژه" نزدمان دارد و به قول عرفا صاحب سر ماست و شاید اصلاً نباید از او نوشت که از ایشان نوشتن شایسته ی رازداری نیست...

 البته اتفاقی دیگر مزید بر علت شد تا چنین نوشته ای باز به تاخیر بیفتد. در جلسه ی سخنرانی گروه علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس-که هر چند وقت یکبار با سخنرانی یکی از اعضای گروه برگزار می شود- دکتر بهشتی با تاخیر به جلسه آمد و من نیز که با موضوع سخنرانی خیلی همدل نبودم، در این مدت ناخود آگاه به دکتر منوچهری خیره شده بودم و در احوالات ایشان به فکر فرو رفتم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/08/07ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

به نظرِ یکی از جامعه شناسان آمریکایی، دو چیز شهر های بزرگ و پر از جوش و خروش جهانِ امروز را آروم می کند: الکل و س.ک.س. و اتفاقاً دقیقاً برای همین است که مثلاً کلوپ های شبانه در غرب و حتی در سراسر عالم، به راحتی مجوز می گیرند و ار لحاظ امنیتی نیز به شدت محافظت می شوند. در آمریکا اگر شما در خیابانی عادی با کسی مشکلی پیدا کنی و یا درگیری به وجود آید، ممکن است مثلاً چند دقیقه طول بکشد تا سر و کله ی پلیس پیدا شود، اما اگر در یک کلوپ مشکلی به وجود آید آناً سر و کله ی پلیس پیدا می شود. غرض آن است که دولت به نقش آرام ساز چنین اماکنی آگاه است....

 

قصد ندارم از چنین وضعی دفاع کنم. در ضمن با توجه به اعتقادات رایج در ایران مسلماً نمی توان از ترویج و یا حتی آزادی مشروبات الکلی دفاع کرد. از طرفی نیز می توان استدلال کرد که افراد زیادی –حتی در غرب- بدون مشروبات الکلی به راحتی زندگی می کنند و نیاز ها و خواسته های ذاتی انسانی شان هم "سرکوب" نشده و عقده ای هم نمی شوند. اما آیا درباره ی مسائل جنسی نیز می توان چنین گفت؟ پاسخ چه از نگاهی عرفی و چه از نگاهی شرعی، یک "نه"ی بزرگ است. این جا دیگر بحث از یک نوشیدنی سکر آور که آب پرتقال را بتوان جایگزین آن کرد نیست! بحث از یک سائق عظیم فیزیولوژیک است که به صورت Default در انسان ها تعبیه شده.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/02ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ساعت 7 بعد از ظهر، یکی از خیابان های پایتخت: جوانکی با موهای سیخ سیخ، سوار ماشینی که آهنگ آن بلند است و ارتفاع ماشین را پایین آورده است، گیر داده به چند تا دختر جوان که سوار ماشین او شوند. دختر ها ناز و ادا در می آورند و ماشین های پشت سر دست را گذاشته اند روی بوق......

 ساعت 4:30 بعد از ظهر مرکز شهر تهران: آقای به ظاهر محترمی! سوار بر ماشین پرشیای خود با ظاهری رسمی و با اندکی ته ریش سر 4 راه سلیمان خاطر جلوی خانمی –که او نیز ظاهری رسمی تر از دخترکان بالا اشاره شده دارد- در حال مذاکره ای محترمانه! است....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/29ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

می نویسیم چون با نوشتن آرام می شویم. با  نوشتن حس رها شدن می یابیم. با نوشتن سبک می شویم. با نوشتن خشم و نفرتمان را از نسلی که آرزو هایمان را بر باد داده، فرو می کاهیم. با نوشتن آرزو های سرخورده و بر باد رفته مان را فریاد می آوریم...

 

می نویسیم جون کاری دیگر نمی توانیم بکنیم: نوشتن "افیون" این نسل است. نوشتن می تواند تریاک توده ها باشد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/25ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

آن قدر ازآمدن و نوشتن سعید خوشحال شدم که تصمیم گرفتم در مورد او و مطلبش مطلبی جداگانه نوشته و به او خیر مقدم گویم...

برادر دوست داشتنی ام سعید، احسنت. خیلی زیبا نوشتی و مثل امتحانات دانشگاه ات، خلاصه و مفید!! البته در دانشگاه شاید چنین نگارشی مقبول نمی آمد، اما در اینجا به عکس، باعث می شود بیشتر خوانده شوی و مطالبت گیراتر باشند! 

من نوشتنت را به فال نیک می گیرم و مطمئن هستم که با آمدن تو، بیش از پیش "حلقه" انسجام و رونق می یابد و انشا الله در آینده جمع مان می تواند به فکر مجله یا نشریه نیز بیفتد. جا دارد باز در این جا از حمزه به خاطر بلند نظری اش و تلاش و کوشش اش در به راه انداختن چنین فضایی برای گفتگو تشکر کنم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/25ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

می خواستم ردیه ای (بخوانید نقد غیر سازنده!) بر فوکو و تحلیل گران انتقادی و گرایش های متاثر از آن ها دراندیشه ی قاره ای اروپا بنویسم، ولی آن را می گذارم برای روز های آینده...

اتفاقاً می خواهم از خود نقد و نوشتن انتقادی بگویم. نقد چیست؟ چرا این قدر در این کشور بر "نقد سازنده" تاکید می شود؟ اصلاً این قید "سازنده" از کجا پیدایش شده است؟

 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/07/19ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

حمزه غالبی چند روز پیش مطلبی به من گفت که نشان از بحران و وضعیتی عجیب در نسل ما و به خصوص قشر نخبه و تحصیل کرده ی این نسل دارد. داشتیم درباره ی سخنرانی های برخی از مسوولین حکومتی در ایران صحبت می کردیم. حمزه گفت که تا چندی پیش وقتی فلانی صحبت می کرد، او خشمناک می شده است و احیاناً کلامی درشت بر زبان می آورده است.

ولی حال وضعیت متفاوت است و او در مقابل حرافی ها و بی منطقی ها نه تنها دیگر برافروخته و عصبانی نمی شود، بلکه کاملاً بی تفاوت یا کانال را عوض می کند، یا بلند می شود می رود...

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/07/12ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

دکتر محمد جواد غلامرضا کاشی


دکتر کاشی در سفر اخیر خود به مکه و مدینه این پست را در بلاگ خود به آدرس www.javadkashi.blogspot.com  نوشته اند. قسمت اول آن را چند روز پیش پست کردم و در این جا قسمت دوم و آخر آن در پی می آید.

 دکتر کاشی از اساتید دوست داشتنی من در دانشگاه علامه طباطبایی بوده اند و من دروس مربوط به اندیشه ی سیاسی در غرب را با ایشان گذراندم. ایشان علاوه بر استادی توانا در حوزه ی اندیشه ی سیاسی، از پیشگامان مباحث مربوط به تحلیل گفتمان در ایران هستند و معدود آثاری که در این راستا از منابع دست اول به فارسی ترجمه شده است، (از جمله آثار فرکلاف و ون دایک) توسط ایشان صورت پذیرفته است. 

دکتر کاشی علاوه بر حوزه ی نظر، از معودود (شاید هم تنها) اساتید علوم سیاسی هستند که در تحقیق و پژوهش های "پیمایشی و کمی" نیز فعالیت های گسترده و کم سابقه ای داشته اند. دکتر کاشی علاوه بر موارد فوق، استادی به دور از تکبر و غرور مبتلابه اهل علم هستند و تا آنجا که بتوانند دانشجویان را با روی باز و بشاش می پذیرند و در کمک و راهنمایی آن ها فرو گذار نیستند.

 

 

 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/07/12ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 دکتر محمد جواد غلامرضا کاشی

 

يادداشت زير در ‌آخرين شب اقامت من در مكه نگاشته شده و پس از انتشار در هفته نامه شهروند امروز پس از مدت‌ها تاخير تقديم خوانندگان اين وبلاگ مي‌شود.

شب شنبه است و آخرين شبي كه در مكه مي‌خوابيم.

با احساسي مكه را ترك مي‌كنم كه برايم عجيب و تازه است.

ده روز بيشتر نيست كه اينجا اقامت داريم. اما چگونه است كه احساس مي‌كنم من به اين سرزمين تعلق دارم نه به هيچ كجاي ديگر اين خاك. گويي گمشده‌اي بوده‌‌اي و تازه خانه خود را يافته‌اي

من تعلق به خاك را ابتدا در خانه دار شدن يافتم.

خانه دار كه مي‌شوي حس مي‌كني به جايي در اين خاك تعلق داري

جايي هست كه متعلق به تواست.

اما به جد در آن اقامت نداري.

خانه بخشي از تواست.

تو با خانه خود را نمودار مي‌كني


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/08ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

من از دوره ی نو جوانی نه مثل خیلی ها شیفته و شیدای موسیقی بودم و نه مثل برخی از آن گریزان. البته از دیرباز یادم هست که در خارج از ایران، مادر و پدر، شجریان گوش می دادند(هر چند نمی فهمیدم چرا!!). قطعه ی "وطنم آرزوست" و احساس نوستالژیکی که در ما درباره ی "سرزمین موعودی" که روزی به آن خواهیم رسید، ایجاد می کرد را هنوز به یاد دارم...

 

 پس از گذراندن دوره های مختلفی از ذائقه ی موسیقیایی، از ناظری گرفته تا گیلمور راجرز و هارد راک آمریکایی و گروه survivor و قطعه ی بی نظیر Eyes of the Tiger، آن چه توجه مرا به خود جلب می کند، تاثیرات معنایی، هویت ساز و حتی سیاسی چنین قطعاتی است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/29ساعت   توسط مهدی امیری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

به خاطر برخی انتقادات که من و رفیق حمزه بیش از اندازه به مباحث و مطالب روزمره پرداخته ایم و از اندیشه ی سیاسی –این عزیز دردونه و یکی یه دونه ی رفقا در حلقه ی مدرس!- غافل شده rیم، و به خاطر اصرار برادر جیرانی در نگاشتن مطلبی، این مطلب را آماده کردم. نهایتاً ان که این مطلب کم مایه را تقدیم می کنم به برادر جیرانی و تذکر این نکته که : "و جئنا ببضاعةٍ مزجاةٍ ".

در سنت فکری لیبرال دو رویکرد عمده نسبت به نقشِ دولت در ترویج یا عدم ترویج مفهومي از زندگی نیک(خوب) در جامعه‏، در عین رواداری نسبت به وجوهِ مختلف تکثر وجود دارد.

این دو رویکرد عبارت است از رویکرد خنثی گرایانه(1 و رویکرد کمال گرایانه(2. خنثی ­گرایان خواستار بی­طرفی و خنثی بودن دولت در مواجهه با تعاریف مختلف و رقیب درباره­ ی زندگی خوب و نیک هستند. در طرف دیگر بحث، کمال گرایان هستند که خنثی بودن دولت را ناممکن و حتی مضر به اصول لیبرالیسم و جوامع متکثر می دانند و آن را در روش و ماهیت نقد می کنند.

من در پایان نامه ام این دو رویکرد و استدلالات مختلفی که در دفاع از هر یک از این دو موضع و رد دیگری گرفته شده است را به بحث گذارده ام. در این جا یکی از استدلالاتی را که توسط بروس اکرمن و چارلز لارمور در دفاع از خنثی بودن دولت لیبرال بیان شده است (و آن را در پایان نامه ام ذکر کرده ام) را آورده ام:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/22ساعت   توسط مهدی امیری  |