دبیر کل سابق حزب کمونیست شوروی، میخائیل گورباچف، درپنج شنبه ی هفته ای که
گذشت از مجله ی بریتانیایی Evening Standard که به تازگی توسط اتباع روس خریداری شده است بازدید کرد و سخنانی
یه زبان آورد که شاید 20 سال پیش و در زمان فروپاشی ابرقدرت شرق کسی هیچ گاه به
ذهن نمی آورد:
چقدر آسان است ادعاهای دوستی و صدق و صافی و چقدر دشوار است عمل و زندگی بر این ادعاها...چقدر زیادند دوستانی که بر سر بزنگاه های آزمایش و برآوردهای اخلاقی رفوزه می شوند. چقدر زیادند دوستانی که دوست نیستند...
اينجا حلقه مدرس، پنج شنبه، ساعت چهار و نيم بعد از ظهر است. دوستان كه همگي مراتب ارادتشان را نسبت به فلاسفه تحليلي ابراز كرده اند، آماده مي شوند تا در بحث شركت كرده و ايرادات و تدقيق هاي رياضي وارشان را، طرح كرده و صاحب بحث را....** البته نخاله هايي مثل من هم يافت مي شوند كه اصل مهم دوستي باعث شده است كه بتوانند با جمع تحليلي هاي [من مي گويم] قاره اي ستيز، به تعامل پرداخته و گفتگويشان را ادامه دهند. در واقع مولفه دوستي، به نوعي شرايط امكان اجتماع افرادي با علايق، خط مشي ها و منظرگاه هاي متفاوت را در قالب يك حلقه يا گروه منسجم، فراهم آورده است..... بگذريم. كمي از خودم بگويم. من، بر خلاف راي سعيد شجاعيان دوست داشتني، ضرورتا با مشرب تحليلي سر ناسازگاري ندارم. اما با كمال احتياط و وسواس مي گويم كه مي كوشم دغدغهام، معطوف به حقيقت باشد نه اين يا آن مشرب فكري و فلسفي.
١) غرب نبايد از سلطه تمدنی و مادی خود برای تحكيم و تقويت سلطه فرهنگی و معنوی خود استفاده كند. ارزشهای فرهنگ غربی آنقدر جذابيت عقلی و اخلاقی دارند كه غرب نيازمند توسل به وسائل و ابزار تمدنی و مادی خود برای ترويج آنها نداشته باشد. از اين رو:
تا حالا به فرم سخنرانی رهبران سیاسی کشورهای مختلف را با هم مقایسه کردهاید؟ یکی از نکات جالب انتخابات آمریکا برای من نظم گفتار نطقهای سیاسی بود. حساسیتم به این موضوع بعد از خواندن مقاله استعاره و سیاست جورج لیکاف جلب شد. مقایسه که کردم دیدم یک وجه ممیزه مهم دارند. سخترانی نامزد ریاست جمهوری آمریکا هیجان بر انگیز است؛ پر است از نشانههایی که حساسیتها مردم را تحریک میکند. مالامال از نظام ارزشی آمریکاییهاست. حساسیتها اخلاقی را بیدار میکند. چشماندازهای کلی را ترسیم میکند. حس همبستگی و روح جمعی را تقویت میکند. در یک کلام شور دارد. و نظم گفتار اوباما در صحبتش دربارهی سیاست خارجی متمایز از نظم گفتار یک متخصص مثل بزژینسکی است. در حالی که بنظرم در کشور ما خصوصا در بین اصلاحطلبان، رهبران سیاسی مثل بروکرات و تکنوکراتها حرف میزنند. این هم نشانهای است از همان نگاه به سیاست که در قسمت اول گفتم. سیاست تلاشهای تکنیکی خالی از ارزش برای افزایش سود جمعی است. همان شعور بی شور.
رابطهی اسلام با غرب از ژرفا، گستره، پيچيدگی و ابهام فراوانی برخوردار است و اين امر سبب میشود كه هركس كه بخواهد در اين باره سخنی درست، جامع، عميق، و نو بگويد خود را با انبوههای از پرسشها، مسائل، و نادانیها و سردرگمیها مواجه میبيند، به حدی كه چه بسا نتواند سخنی قانعكننده، مستدل و علمی و تحقيقی بگويد و خود را ناچار از سكوت و اظهار عجز ببيند. از اين رو، آنچه خواهم گفت فقط طرح بسيار اجمالی و نگاهی از چشم پرنده به اين رابطه است. اين طرح تنها كاری كه میتواند كند اين است كه جغرافيای اين مبحث را روشن میكند، به طوری كه هركس كه بخواهد در اين زمينه مطالعه و تحقيق كند، لااقل، بداند كه در كجای اين جغرافيا در حال مطالعه و تحقيق است. غرض از اين مقدمه اين بود كه مخاطبان فرهيخته و محقق من سخنان مرا سخنانی متواضعانه، بیادعا، و منتظر نقد تلقی كنند، نه سخنان كسی كه در يك باب سخن خود را ختم سخنان و فيصله بخش همهی نزاعها و اختلاف نظرها میداند
نکته ی قابل توجه آنکه نتانیاهو در مراسمی که به طور معمول نخست وزیر در آن از روند ها و سیاست های اصلی کابینه صحبت می کند، تنها به ایران و برنامه ی هسته ای آن پرداخت و کوچک ترین اشاره ای به مذاکرات به اصطلاح صلح اسراییل-فلسطین-اعراب نکرد. او هم چنین در مورد راه حل «دو کشور» آمریکا برای حل بحران اعراب و اسراییل نیز سکوت کرد و از کنار آن گذشت و تنها و تنها به ایران پرداخت.
یکی بود، یکی نبود. نه! نمیخواهم قصه بگویم فقط فکر میکنم با با تمثیل بتوانم دربارهی یک مشکل روشنتر حرف بزنم. آره روز و روزگاری، وزیری برای اینکه خودش را به پادشاه ثابت کند با کلی همت و تلاش شبانه روزی، بالای کوهی بلند، مشرف به پایتخت، قصری با شکوه بنا کرد. بعد از پایان کار ساختن، از شاه دعوت کرد تا از دستاوردش رونمایی کند. پادشاه که از ساخته شدن یک کاخ روی قله کوه حسابی به وجد آمده بود در حالی که به استخر بزرگ روبروی تلار نگاه میکرد گفت: آفرین حتی استخر هم این بالا ساختهای اما حالا با چه آبی استخر را پر میکنی؟ وزیر فکر اینجایش را نکرده بود. اما وزیر حاذقتر از این حرفها بود و بلادرنگ فکری به ذهنش رسید: جشنی برای افتتاح قصر برگزاری میکنیم. جارچیان اعلام میکننند که همه مردم شهر موظفند برای شرکت در جشن، یک مشک پر از آب با خودشان بیاورند. آوردن یک مشک اب بالای کوه که کار سختی نیست ولی وقتی همهی مردم یک مشک آب با خودشان بیاورند و بریزند توی استخر، پر خواهد شد.
+ نوشته شده در شنبه 1387/12/03ساعت   توسط حمزه غالبی
|
جمعی از دانشجویان علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس هستیم . علی رغم تمایزات مان با استعاره حلقه مدرس جمعمان قابل اشاره است. اکنون اینجا فضایی است که ما سعی میکنیم امکان ادامه گفتگوهایمان را فراهم کنیم.