تبليغاتX
رتوریک

رتوریک

یاداشت های حلقه ی مدرس

قدرت معنایی الحان

من از دوره ی نو جوانی نه مثل خیلی ها شیفته و شیدای موسیقی بودم و نه مثل برخی از آن گریزان. البته از دیرباز یادم هست که در خارج از ایران، مادر و پدر، شجریان گوش می دادند(هر چند نمی فهمیدم چرا!!). قطعه ی "وطنم آرزوست" و احساس نوستالژیکی که در ما درباره ی "سرزمین موعودی" که روزی به آن خواهیم رسید، ایجاد می کرد را هنوز به یاد دارم...

 

 پس از گذراندن دوره های مختلفی از ذائقه ی موسیقیایی، از ناظری گرفته تا گیلمور راجرز و هارد راک آمریکایی و گروه survivor و قطعه ی بی نظیر Eyes of the Tiger، آن چه توجه مرا به خود جلب می کند، تاثیرات معنایی، هویت ساز و حتی سیاسی چنین قطعاتی است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 29 شهریور1387ساعت   توسط مهدی امیری  | 

نظر خواهی!

خوب به قول محمدرضا جنیدی رتوریک کم کم دارد تبدیل می‌شود به آگورای ما. آگورا میدانی بوده است در دولت‌شهرهای یونان که امکان گفتگویی شهروندان را فراهم می‌آورده است. الان فضای سایبر جایی که به ما امکان گفتگو و تشکیل ذهنی مشترک( نه ذهنیت مشترک) را فراهم می‌آورد. هر چند برخی از کسانی که این وبلاگ را پیش از این می‌خواندند از محو شدن محوره شخصی آن گله‌مندند. اما من با اکثر دوستان که نظرشان را شنیده‌ام موافقم که رتوریک جدی‌تر و البته خوادنی‌ترشده است. "جمع" اگرچه در این دوره مورد طعن است اما همچنان ذهن مشترک جمعی توان و لذتی دارد که امیدوارم "افراد" از آن نگذرند. البته این "ما" که می‌گویم همه‌‌ی کسانی است که اینجا می‌نویسند، می‌خوانند و بگونه حتی غیر مستقیم در گفتگوها مشارکت دارند.

علاوه فکر کردن با صدای بلند همانطور که از نام رتوریک بر می‌آید "ما" می‌نویسیم تا خوانده شویم و شاید در فضای بین نوشتن و خواند، صورت بندی نوعی آگاهی را رقم بزنیم. هرچند بروی نسبت بین عمل و نظر توافق نداریم اما حداقل به نظر من صورت بندی "آگاهی" جدید خود عملی رادیکال است.

دنیای سایبر که حلقه مدرس اکنون به آن پا گذاشته، بازاری است با قواعد هر بازاری. هرچند من فکر می‌کنم پرداختن هنجاری و اندیشه‌ای به سیاست برای ما مزیتی رقابتی مناسب است اما هنوز امیدوارم دست نامرئی این بازار ما را بگونه‌ای هدایت کند که سریع‌تر جایگاهمان را پیدا کنیم.

خوب است بدانید "ما" تصمیم داریم با تغیراتی فعالیت‌مان را جدی‌تر کنیم؛ اما قبل از آن، خیلی مایلیم بدانیم که بنظرتان "تغیرات" مناسب کدام‌ها هستن؟ چگونه بنوسیم؟ به چه بپردازیم؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 شهریور1387ساعت   توسط حمزه غالبی  | 

از مکتب بغداد تا حسینیه جمکران

خوب، کم کم بچه‌های حلقه مدرس دارند وارد گود می‌شوند؛  بنظرم تنوع دیگاه‌ها، خواستگاه‌ها و رویکردها می‌تواند به غنای وبلاگ بیافزاید. شروین از بچه‌ها دوره‌ی دکتری اندیشه سیاسی است. دانشجوی ممتاز ورودی خودش هم در دوره کارشناسی ارشد بوده‌است. اگر چه پایان‌نامه‌اش را در دوره ارشد به یونان کلاسیک پرداخت (چنان که گاه به شوخی به او گفته شده است که روی دوره‌ی پیشا تاریخ کار می‌کند) اما گویا قرار است تز دکتری را روی اسلام فارسی زبانان کار کند. حالا انشاالله به مرور بیشتر با این عضو حلقه‌ی مدرس آشنا خواهید شد.

 

از مکتب بغداد تا حسینیه جمکران

شروین مقیمی

 

اخیرا کتابی را مطالعه کردم با عنوان "احیاء فرهنگی در عهد آل بویه: انسان گرایی در عصر رنسانس اسلامی". کتاب نوشته جودل کرمر از اسلام شناسان معاصر است. این اثر پژوهشی درخشان در حوزه فکر و فرهنگ ایرانی- اسلامی در سده چهارم هجری یعنی سده ای است که تمدن اسلامی به اوج شکوه و عظمت خود می رسد. جذابیت کتاب برای من به قدری بود که آن را علرغم وزن و حجم نسبتا زیادی که داشت  همواره با خود به این طرف و آن طرف می بردم  تا در صورت فراهم آمدن فرصتی کوچک، به ویژه در اتوبوس یا حتی تاکسی مطالعه آن را از سربگیرم. جذابیت این اثر بیشتر از کیفیت کم مانند پژوهشی آن و البته ترجمه روان و زیبای مترجم فارسی- محمد سعید حنایی کاشانی-  به دغدغه شخصی من که به احتمال خیلی زیاد دغدغه بسیاری از ماست باز می گشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 25 شهریور1387ساعت   توسط حمزه غالبی  | 

آزادی

آزادی سیاسی چیست؟ در جهان باستان و به خصوص در میان یونانیان , آزاد بودن به معنای توانایی مشارکت در حکومتِ شهری بود که شخص در آن میزیست. قوانین فقط زمانی اعتبار داشتند که شخص مورد نظر , حق مشارکت در تصویب و یا الغای آن را دارا می بود. آزاد بودن به معنای اجبار کردن شخص به اطاعت از قوانینی که  برای او و نه  توسط او تصویب شده اند نبود. این نوع از دموکراسی مبتنی بر این بود که حکومت و قوانین اجازه نفوذ به تمامی حوزه های زندگی را دارا میباشند. انسان نه از چنین نظارتی آزاد بود و نه ادعای آزاد شدن از آن را داشت. تمام آنچه دموکراتها میگفتند این بود که در راستای تاسیس و مراقبه از آن چیزی [حکومت] که همه شهروندان حق مشارکت در آن را داشتند ,   تمامی انسانها به شکلی برابر مشمول انتقاد , تجسس و اگر لازم می آمد محکومیت در برابر قوانین و یا دیگر ترتیبات و ساز و کارها باشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 22 شهریور1387ساعت   توسط   | 

دولت لیبرالیِ خنثی و تضمین گفتکوی عمومی

به خاطر برخی انتقادات که من و رفیق حمزه بیش از اندازه به مباحث و مطالب روزمره پرداخته ایم و از اندیشه ی سیاسی –این عزیز دردونه و یکی یه دونه ی رفقا در حلقه ی مدرس!- غافل شده rیم، و به خاطر اصرار برادر جیرانی در نگاشتن مطلبی، این مطلب را آماده کردم. نهایتاً ان که این مطلب کم مایه را تقدیم می کنم به برادر جیرانی و تذکر این نکته که : "و جئنا ببضاعةٍ مزجاةٍ ".

در سنت فکری لیبرال دو رویکرد عمده نسبت به نقشِ دولت در ترویج یا عدم ترویج مفهومي از زندگی نیک(خوب) در جامعه‏، در عین رواداری نسبت به وجوهِ مختلف تکثر وجود دارد.

این دو رویکرد عبارت است از رویکرد خنثی گرایانه(1 و رویکرد کمال گرایانه(2. خنثی ­گرایان خواستار بی­طرفی و خنثی بودن دولت در مواجهه با تعاریف مختلف و رقیب درباره­ ی زندگی خوب و نیک هستند. در طرف دیگر بحث، کمال گرایان هستند که خنثی بودن دولت را ناممکن و حتی مضر به اصول لیبرالیسم و جوامع متکثر می دانند و آن را در روش و ماهیت نقد می کنند.

من در پایان نامه ام این دو رویکرد و استدلالات مختلفی که در دفاع از هر یک از این دو موضع و رد دیگری گرفته شده است را به بحث گذارده ام. در این جا یکی از استدلالاتی را که توسط بروس اکرمن و چارلز لارمور در دفاع از خنثی بودن دولت لیبرال بیان شده است (و آن را در پایان نامه ام ذکر کرده ام) را آورده ام:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 22 شهریور1387ساعت   توسط مهدی امیری  | 

حق روایت گری!

یادم هست برای یکی از دوستان توضیح می‌دادم که سیاست‌ورزی هنر بدیهی کردن "روایت‌ها" است. هر کس بتواند روایتی کارمدتر به نفع خودش را تثبیت کند؛ بر واقعیت چیره شده‌است. مثلا به همین برنامه خبری 20:30 صدا و سیما دقت کنید. به واقع اصلاح‌طلبان آنگونه که 20:30 روایت می‌کند، نیستند؛ اما وقتی همه‌ این این "روایت" را باور کردند، خیلی نمی‌‌شود از واقعیت، مستقل از آن روایت درکی داشت؛ زیرا که روایت‌ها، واقعیت را قالب زده و او را به صدا در می‌آورد. نشانش هم اینکه به مرور چینش نیروهای اصلاح‌طلب همان تقسیم بندی شد که 20:30 روایت کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت   توسط حمزه غالبی  | 

کاش می‌توانستم کاری بکنم!

بدجوری عصبانیم! از اینکه می‌بینم تیشه برداشته‌اند و بر ریشه مملکت می‌زنند. از اینکه می‌بینم به اسم عدالت، آنرا به مسلخ برده‌اند. از اینکه می‌بینم مردمان کشورم فقیرتر می‌‌شوند. از اینکه می‌بینم هر روز هم‌وطنانم فرصت خروج از وضع فلاکت بارشان را از دست می‌دهند. انگار هم قسم شده‌اند ایران نابود کنند حتی نامش را. انگار عهد کرده‌اند که انسان ایرانی را نابود کنند. انگار می‌خواهند حتی واژه‌ی عدالت هم دیگر برایمان معنایی نداشته باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 شهریور1387ساعت   توسط حمزه غالبی  | 

رمضان؛ خود و زمان

امیدوارم فرصت شود کم‌کم با بچه‌های حلقه تربیت مدرس آشنا شوید. محمدرضا جنیدی یکی دیگر از این بچه‌هاست. هرچند محمدرضا مثل ما سه نفر نیست که نظراتش را روی دایره بریزد اما بلاخره شاید بشود کم‌کم چیزهای ازش خواند. آهان خوب است بدانید آقای جنیدی ما شیفته‌ی خانم آرنت است و مثل اُو، با هایدگر هم سر و سری دارد. محمد رضا پایان‌نامه‌اش روی مفهوم دوستی مدنی در اندیشه‌ی آرنت است. فکر کنم همین قدر معرفی برای خواندن این مطلب کافی باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 شهریور1387ساعت   توسط حمزه غالبی  | 

ارزش های معنوی ماه رمضان

ماه مبارک رمضان، که محترم ترین ماه در نزد مؤمنینِ و مسلمانان است، بار دیگر فرا رسیده. نمی خواهم به روال برنامه ها و سخنرانی های مکرر و گاه ملالت بار رادیو و تلویزیون حکومتی، در مورد این ماه صحبت کنم و آن گاه "مردم خدا جو"! را به ایثار و فداکاری دعوت کنم، چه کار کردن در این ماه و آن گاه خریدن گوشت و مرغ چند هزار تومانی و یا هلو و شلیل 2500 تومانی خود ایثار و جهادی عظیم است! غرض تذکر و یادآوری برخی از وجوه معنوی این ماه الهی و دعوت به شکرگزاری و قدر دانستن آن است.

شاید اگر در خارج از ایران باشید و از مسجد رفتن ها و دورِ هم بودن ها و افطاری با اقوام و دوستان محروم باشید، بیشتر برکات و خوبی های این ماه گرامی را درک کنید. ارزش معنوی چنین گرد هم آمدن ها و مجالس انس و الفت، آن گاه به خوبی درک می شود که از آن محروم شوید.

 




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 11 شهریور1387ساعت   توسط مهدی امیری  | 

آنها که دیده نمی‌شوند ...

می‌دانم که از شکاف بین نسلی زیاد گفتیم و زیاد شنیدم. از فاصله‌ای که بین ما و نسل پدرانمان است. از جهانی متفاوتی که داریم. حتما شما هم گله کرده‌اید که نسل ما درک نمی‌شود. اما تا حالا به کسانی که فقط چند سال از ما کوچک‌ترند (و شاید از روی تقویم نشود آنها را نسلی متفاوت خواند) توجه کرده‌اید. فکر نکم! چون همان خصلت‌های قبلی‌ها را داریم. فکر می‌کنیم نگاه‌مان بدنیا آنقدر بدیهی است که نسل بعدی هم جز آن گرزیزی ندارد. ما هم توهم این را داریم که که مسائل، دغده‌ها و راه حل‌هایمان عام و جهان‌شمولند و بی‌گمان جوانان همه از جنس ما هستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 8 شهریور1387ساعت   توسط حمزه غالبی  | 

هدف فلسفه

موضوع فلسفه چیست؟ پاسخی که عام و مورد پذیرش همگان باشد از برای این پرسش وجود ندارد. نظریات متفاوتند: از آنهایی که فلسفه را به عنوان تامل درباب تمامی هستی--- ملکه تمامی علوم--- و به عنوان کلیدی برای تمامی دانشهای بشری میدانند, تا آنهایی که فلسفه را به عنوان شبه دانشی حاصل از اغتشاشات زبانی و نشانی از عدم بلوغ فکری, در کنار دین و دیگر نظامهای نظری که به موزه عتیقه های فکری بشریت پیوسته اند , طرد میکنند. همان طور که اختر شناسی و کیمیا گری مدتها پیش توسط تاخت و تاز موفقیت آمیز علوم طبیعی از جای بی جای شده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 4 شهریور1387ساعت   توسط   | 

مرثیه برای تمساح

مضمون خبر این بود: یک وبلاگ نویس اعدام شد. می‌توانست یک فاجعه باشد. محمدرضا فراخوان داده بود که در این باره بنوسیم تاخونش پایمال نشود. دستم به نوشتن نرفت چون نمی‌توانستم باور کنم.  اگرچه در این سال‌ها گاه برخوردهای خارج از چارچوب و قوانین در برخورد با منتقدید را دیده‌بودم ولی در تصورم نمی‌گنجید که فردی بخاطر وبلاگ نوشتن اعدام شود.

متاسفانه دستگاه‌های رسمی هم آنقدر در این سال‌ها دروغ گفته‌اند که نشود به آنها اعتماد کرد. این بود که سعی کردم از مجراهای مختلف پیگیر ماجرا شدم. دیروز تقریبا مطمعن شدم که ماجرا چیز دیگری است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 4 شهریور1387ساعت   توسط حمزه غالبی  | 

پاکستان، خاورمیانه و "مو های سیاه" ایرانی ها !

ما ایرانی ها ملتی هستیم با خصوصیاتی مذموم و بازدارنده از توسعه و پیشرفت یک ملت. نمی خواهم در این جا به نحوی جامعه شناسانه چنین خصایصی را بررسی کنم، که نه در حیطه ی دانش من است و نه در حیطه ی علاقه ی من (زیرا معتقدم وضعیت به غایت پیچیده ای است و اسباب "دق" کردن کسی که در آن تدبر می کند! اگر کسی ناراحت است، بهترین راه فرار از ایران است!) ولی غرض بررسی معضلی سیاسی در ایران است که ارتباطی وثیق با خصوصیات این ملت دارد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1387ساعت   توسط مهدی امیری  | 

رویاپرداز یا مسئولیت پذیر؟

در واقع انواع سیاست مداران را میتوان به اشکال مختلف تحلیل و تبیین کرد. میتوان آنها را در قالب دوگانه های مختلف جای داد و از زوایای متفاوت دست به تحلیل آنها زد. یکی از این دوگانه ها , تقسیم سیاست مداران به دو دسته رویا پرداز و مسئولیت پذیر است. نباید بر کاربست این دوگانه اصرار فراوانی کرد اما فکر میکنم برای ادامه بحثهایی که در این وبلاگ داشتیم بسیار سودمند است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1387ساعت   توسط   |